کد خبر: 205 تاریخ انتشار: ۱۳۹۰ سه شنبه ۲۶ مهر نسخه چاپی نسخه چاپی
بازدید: 343 ساعت انتشار: 1:25 عصر
ارسال به دوست ارسال به دوست


یادداشت محمود معتقدی در خصوص كتاب فریده حسن زاده
نقد و بررسی گزینه شعر زنان جهان

چندی پیش نشست دو هفتگی كانون ادبیات ایران به نقد و بررسی گزینه شعر زنان جهان به ترجمه خانم فریده حسن زاده اختصاص داشت. در این نشست مترجمان و منتقدان سید احمد نادمی، محمود معتقدی، چیستا یثربی، دل آرا قهرمان و كامیار عابدی سخن گفتند. تاكنون كتابی در این حجم كه به طور خاص به شعر زنان جهان پرداخته باشد، منتشر نشده است و این كتاب در نوع خود می تواند رویدادی در حوزه ترجمه شعر تلقی شود.

همشهري
چندی پیش نشست دو هفتگی كانون ادبیات ایران به نقد و بررسی گزینه شعر زنان جهان به ترجمه خانم فریده حسن زاده اختصاص داشت. در این نشست مترجمان و منتقدان سید احمد نادمی، محمود معتقدی، چیستا یثربی، دل آرا قهرمان و كامیار عابدی سخن گفتند. تاكنون كتابی در این حجم كه به طور خاص به شعر زنان جهان پرداخته باشد، منتشر نشده است و این كتاب در نوع خود می تواند رویدادی در حوزه ترجمه شعر تلقی شود.
جهان شاعرانگی،  بی گمان جنسیت نمی شناسد. اما زنان كه بخشی از پیكره بشری هستند حرف و حدیث خود را به گونه های خاصی بیان می دارند. لذا، شعر در چشم انداز زنان این روزگار، آمیزه ای از عشق، خستگی و باورهای انسانی است. در چشم انداز «گزیده شعر زنان جهان» این نوع صداها، چه به تنهایی و چه با همنوایی دیگران به شیوه های گوناگونی به گوش می رسد. اما آنچه از زبان مبداء به زبان مقصد رسیده است ، یعنی فضایی كه ما به خوانش آن ایستاده ایم، دست كم، یك روی سكه ایست كه ما را با بخشی از همه آنچه كه در زبان شاعران اتفاق افتاده، آشنا می كند. بی گمان ترجمه شعر، یك نوع بازاندیشی شعری و یك نوع بازسرایی از دستمایه هایی است كه با زبان و ذهنی دیگر، سروده شده اند می پذیریم كه نیمی از آنچه كه اتفاق افتاده، می تواند با لحن و زبانی شاعرانه، بازسرایی گردد و همین جاست كه می توان امیدوار بود كه زبان همه شاعران جهان، در یك جایی به یكدیگر می رسد و آن طرح و تصویر خاستگاه هایی است كه می تواند مفاهیم شاعرانگی را با تكیه بر سازه های فرهنگی از قوم و ملتی، به دیگر سرزمین ها پیوند زند. لذا شناخت عناصر فرهنگی و اشراف بر فضاهای مبداء و مقصد، خود می تواند راه دشوار و سیال «ترجمه شعر» را تا حد زیادی هموار كند. مهم این است كه شاعران، پیام آوران شاعران و فرهنگ های دیگر باشند. لذا، آنچه كه در قلمرو ترجمه شعر به نمایش در می آید، همانا انتقال حس شاعرانگی و دریافت های روانی از نگرشی شاعرانه، نسبت به پیرامون خود است. پس یك روی سكه كه شعر را از چشم انداز سرزمین مادری به سوی جهانی دیگر می كشاند، همین دستمایه شدن انتقال مفاهیم، در قالبی هنرمندانه و پر از رفتارهای شاعرانه در حوزه زبان است.
«شعر زنان» كه بخشی از پیكره فرهنگی همه روزگاران است، خود با ویژگی ها و بن مایه های خاصی همراه و همزاد است. به عبارت دیگر: «شعر زنان» با زاویه دید و زبانی سیال و عاطفی و با حسی برتر، در هر جا و هر كجا، می تواند خود را به چشم انداز كشف و شهود به میان مخاطبان خود برساند. البته شیوه برخورد با زبان و انتقال دریافت های زبان شناسانه، در این میان مقوله ای تعیین كننده است.
اما آنچه كه در اینجا و اكنون در گزینه «شعر زنان جهان» اتفاق افتاده، همانا به نمایش در آمدن فصل ها و دردهای مشتركی است كه به لحاظ عناصر فرهنگی و زبانی، با نوعی هم صدایی و هم سخنی همراه است.
«حكایت كن برایشان از شب هایی كه به خواب فرو می روم
بازوان برهنه ام تا شده زیر سرم
پوستم درخشان همچون طلای ناب
ورگانم، همچون بنفشه هایی تابیده با جانم»
(آنا دْ نوای/ ص ۱۵۴)
در چشم انداز مجموعه گزینه «شعر زنان جهان» روح كلمات در بیان بخشی از رنجها و شادی های بشری، اغلب به گونه ای ساختمند و با آمیزه ای از دانستگی های شاعرانه همراه گشته و در این فضاهای متفاوت گویی همه از یك چیز سخن می گویند و آن رسیدن به سرچشمه های عشق، زندگی، ناكامی و مرگ است.
نگاه هر یك از شاعران، در این فضاهای منتشر و جاری، از بعدی هستی شناسانه و پر از سرنوشت های گوناگون، برخوردار بوده و اندیشه و حس شاعرانگی، نگاه مشترك همه آنانی است كه در مرز میان آری و نه گرفتار آمده اند.
«مردگان در كنار ما/ خاموش
از جام لبریز حیات می نوشند
تنها، سایه ها، در تعقیب حركات و اشارات ما
در می یابند گذر آرام آنها را
شباهنگام كه به جست وجوی ما می آیند.
(سوفیا دملو برنیر آندرس/ ص ۱۴۸)
دامنه های شعری این گروه از شاعران جهان، علاوه بر حس بومی بودن از فضایی معاصر و مدرن نیز بهره دارند و هر كدام بیانگر فرهنگی خاص، از قاره و سرزمینی خاص هستند كه به گونه ای صدای اینان، بازتابی از صدای شاعران قرن بیستم در روزگار ماست. سهم قاره آمریكا و پس از آن قاره اروپا و سپس آسیا و آفریقا، هر كدام نمایشی از نگرش شاعران در این قلمروهاست.
بی گمان همه شاعران در برابر زندگی و طبیعت دارای حس و زبان مشتركی هستند كه دریافت پیام شان را برای مخاطب آسان و قابل دستیابی می كند.
اما ویژگی و فصل مشترك عناصر شاعرانگی در این مجموعه را شاید بتوان، این چنین دسته بندی كرد: بازتاب شور و حرمان، تلخی و سوگواری، زن بودن، مادر بودن، ایستادن در برابر دشواری های اجتماعی، تأثیرگذاری بر شاعران پس از خود، خودكشی و مرگ های خود خواسته، اعدام ها، فرسودگی  انسانی پرواز از كودكی ها، شركت در مبارزات سیاسی و آرمانخواهانه، پرداختن تاوان گذشته ها، تحمل ستم های مضاعف زن ستیزی و سرانجام ایستادن میان فضاهای عشق و مرگ. همه اینها، دستمایه های شاعرانی است كه برای معنا بخشیدن به هویت خود، از نقطه هایی سخت و دشوار شروع و همراه با اسارت ها و ناكامی های خویش و دیگران چشم انداز زندگی را به تصویر كشیده اند.
چهره هایی چون «مارینا تسوه تایوا» كه بار زندگی و عشق را در جریان انقلاب اكتبر بر دوش كشید و یا شكوه مرگ زندگی و روزهای تاریك «آنا آخماتووا» شاعر مدرن روسیه و همچنین بسیاری از شاعران اروپای شرقی همچون «نینا كاسیان» (رومانیایی)، «بلاگاد دیمیتروا» (بلغارستانی) كه سرچشمه های جنگ و بحران های سیاسی و مصائب تبعید را در شعرهایشان جان بخشیده اند، اینان همه و همه از كارنامه انسان درگیر روزگار خود گفته اند و می گویند:
«آه چه تلخ است انسان زاده شدن
وقتی كه انسان را برادری جز دشنه نیست»(ص ۱۰۰)
در بخش عمده ای از فضاهای این مجموعه، شور زندگی، خود شیفتگی شاعرانه، حس مالیخولیایی، آرمان خواهی، گریز از واقعیت، با زبان ها و زاویه های گوناگونی بیان گردیده اند. گفتنی است كه اغلب شاعران در روزگار خود، ضمن آشنایی با هنرها و دستاوردهای ادبی، از موقعیت فرهنگی بالایی برخوردار بوده و بعضاً در كار سیاست و اندیشه های ادبی و اجتماعی از سرآمدان جامعه خویش بوده و هستند. چرا كه جای پای فرهنگ بومی و ارائه فضاهای عاشقانه، در چشم انداز این شاعران، نشانه های تأثیرپذیری آنان از فضاهای اجتماعی شان را در پی دارد.
«شادمانی از ترانه تهی است
شادمانی از اندیشه تهی است
شادمانی از همه چیز تهی است»
(ادیت سودرگران/ ص ۱۲۲)
شاعران این مجموعه هر كدام نمایندگان فرهنگ روزگار و جامعه خویش اند و در این راه با بهره گیری از فضاهای تاریخی، اسطوره ای به افسانه های مردم شان، بعدی تازه بخشیده اند.
«قدیسین در خاك تیره نظر می كنند
و خاك تیره به طلای ناب بدل می شود
معشوق من حكایتی دیگر است
او مرا طلا می خواند
اما نگاهش به خاكستر گرمم می نشاند
... گیسوانم را كوتاه مكن مادر
بگذار آنها را بر شانه بیفشانم
درخت هرس شده
جای لانه كردن پرندگان نغمه خوان نیست»
(از شاعری گمنام/ص ۱۹۶)
در فضای «شعر زنان جهان» گویی قلمرو دانایی و سكوت، زنجیره های شعر را به بیرون از حضور جهان زنان كشانیده است و هركدام با نشان چهره هایی از شادی و مرگ، شعله های فردی از گم شدن را به تصویر كشیده اند. در این فضاها، خطابه های خستگی، گرته های انسانی، نوعی بازگشت و نوعی تن زدن از باورها، روزهای آدمی را به زیر پرسش گرفته اند.
« به قلم نگریستم/ آنگاه كه قوهای وحشی به پرواز درآمدند
و چه دیدم كه پیش تر ندیده بودم؟»
(ادناسنت وئیست میلی)
فریده حسن زاده در بازسرایی این مجموعه، با حس و دستمایه ای شاعرانه به میدان آمده است. انتخاب واژه ها و برجستگی های آوایی و نحو زبان، در اغلب موارد چنان با یكدیگر هم نشین شده اند كه فضای فراهم، مخاطب را به موقعیت شعر امروز نزدیك  و نزدیك تر می كند.
«كلمات زمانه ما/ كلماتی ساده اند/ زلال همچون آب جویبارها/ جاری از دامنه كوههای زنگارگون/ در هوای پاك سحرگاهان/ اینگونه با شما سخن می گویم...»
(الدا ذواسپیرتوسانتو)
مترجم در نشان دادن ریتم و موسیقی شعر هر سرزمین و قاره ای، سعی كرده موقعیت روانی و فرهنگی آنها را پیوسته مدنظر داشته باشد. مثلاً ریتم و زبان شعر سرزمین های آسیایی، بخصوص چین و ژاپن، با فضاهای شعری آمریكای لاتین و اروپای شرقی و آفریقا، از تفاوت های حسی و زبانی خاصی برخوردارند. ردپای این تفاوت ها، در اینجا و آنجا به روشنی دیده می شود.
یك شاعر معاصر اردنی در بخشی از «پس از بیست سال» با شفافیت خاصی از روزگار و جامعه خود می گوید:
«این جا رد پاها قطع می شود/ این جا ماه اتراق می كند با گرگ ها، سگ ها و سنگ ها پشت صخره ها، خیمه ها و درخت ها/ این جا ماه/ رخساره اش را هر شب می فروشد/ به خاطر یك دشنه/ به خاطر یك شمع/ به خاطر یك رشته باران»
(فد سوا طوفان/ ص ۱۶۹)

نقل از : روزنامه همشهري

اخبار مرتبط با این خبر



نظرات
تا کنون نظری برای این خبر ارسال نشده است
نظر شما
نام:  
پست الکترونیکی:  
نظر شما:  


سیمین بانوی شعر فارسیسیمین خلیلی معروف به سیمین بهبهانی فرزند عباس خلیلی (شاعر و نویسنده و مدیر روزنامه اقدام) است. حاج میرزا حسین حاج میرزاخلیل مشهور به میرزا حسین خلیلی تهرانی که از رهبران مشروطه بود، عموی پدر او و علامه ملاعلی رازی خلیلی تهرانی پدربزرگ اوست.
جمع در میان دیگران برگزاریsمراسم ها و جلسات فرهنگی به خصوص در حوزه شعر طی ماه های گذشته بسیار كم رمق بوده، شاید به همین دلیل پیدا كردن نخستین سوژه خبری برای بخش گزارش تصوری كه نزدیك به این تاریخ باشد سخت بود. گزارش تصویری این شماره مربوط به برگزاری مراسم فرهنگی است كه برگزاری آن طی ماه گذشته با حاشیه های فراوانی در مطبوعات روبرو شد.
نام:
ایمیل: