کد خبر: 207 تاریخ انتشار: ۱۳۹۰ سه شنبه ۲۶ مهر نسخه چاپی نسخه چاپی
بازدید: 264 ساعت انتشار: 5:02 عصر
ارسال به دوست ارسال به دوست


تفریق جمعی سیزده شاعر
نگاهی به «تفریق جمعی» تالیف داریوش معمار

تفریق جمعی نام كتابی است كه نگارنده آن با انتخاب 13 شاعر نام آشنا از نیما تا امروز، به ارایه نظرات تحلیلی خود درباره كلیت آثار آنها پرداخته و برخی سروده هایشان را به عنوان نمونه در پایان هركدام آورده است. نویسنده كتاب در پیش گفتار خود بر این نكته تاكید دارد كه در ادبیات و شعر فارسی سابقه نقد شعر بسیار كوتاه و بنیه نقد شعر ضعیف است و تنها در صد سال اخیر است كه جامعه ادبی ایران منتقدان پاره وقت اما جدی ای داشته كه آثاری در خور از خود به جا گذاشته اند.

شرق

همین یادآوری و تاكید می تواند اهمیت ریشه یابی در خصوص ضعف نقد و ضرورت بررسی علت های آن را در جامعه ادبی بیش از پیش متذكر شود، آن هم نه به منظور كشف و درك علت كم توجهی های گذشته، بلكه با هدف مهم ایجاد تحول در حوزه نقد ادبی و نقد مكتوب و باورمندی نسبت به تاثیرات به سزای آن بر رشد و دگرگونی جامعه ادبی ایرانی.
    یك نكته كلی اما مهم كه توجه به آن پیش از بررسی این كتاب ضروری به نظر می رسد، بررسی چرایی عدم قاطعیت ایده در بسیاری از متونی است كه به عنوان نقد در حوزه شعر و ادبیات ارایه می گردند، به این معنی كه به جز تعداد انگشت شماری از منتقدان حرفه ای (اما به قول نویسنده تفریق جمعی پاره وقت) كه به واقع می توان آنها را استثنا پنداشت، دیگر فعالان حوزه نقد و عموم كسانی كه در این حوزه قلم می زنند، معمولاخود دچار عدم قطعیت در ارایه هستند. در مباحث یا مطالب بسیار خوانده یا شنیده می شود كه من خود را منتقد نمی دانم یا این مطالب نقد به حساب نمی آید و... یا وجود تردیدهای بسیار در متون ادبی تحت عنوان نقد، موید چنین ادعایی می باشند.
    احساس می شود كه این مساله در ناخودآگاه جامعه ادبی نهادینه شده و به هراسی ناخواسته و ناشناخته در مورد قاطعیت متن در حوزه نقد مبدل گردیده است. این در صورتی است كه به هرحال ارایه، در قالب گفتاری یا ارایه متن در حكم نقد صورت می گیرد اما همواره درگیر تردید و خود انكاری. البته باید به این نكته نیز توجه داشت كه منظور از ذكر قطعیت متن یا قاطعیت ایده در حوزه نقد به منزله یك سویه و محدود نمودن امكانات تاویل به خصوص در شعر نیست، بلكه به معنای قاطعیت در موشكافی، اعمال فكر، كشف ایده یا بیرون كشیدن زوایای لایه ای آن می باشد كه بیشتر بر عهده منتقد است تا مخاطبی كه دامنه تاویل برای او باز می باشد. به طور كلی برای منتقد حرفه ای یا فعالانی كه به هرحال در حوزه نقد فعالیت می كنند و باید دایره مطالعاتی و معلوماتی شان در حوزه های مختلف اعم از اجتماعی، ادبی، روانشناختی، فلسفه، جامعه شناسی، سیاسی و... نیز فعال باشد، عدم اطمینان یا تردید در ارایه قابل پذیرش نیست و نمی توان قیود شرطی و دایره شك را در حوزه نقد جدی دخالت داد.
    عدم قاطعیت در حوزه نقد (استوار بر پایه های مستدل علمی و فكری) خود عامل بازدارنده و از پیش تعریف شده ای را پیش روی جسارت شكل گیری ایده نقادانه و مستقل از متن قرار می دهد كه همین امر بدون شك یكی از علت های عدم شكل گیری و پویایی منتقد حرفه ای در جامعه ادبی ایران است. در كتاب ارزشمند نگاه خیره منتقد به قلم و ترجمه امیر احمدی آریان، مطالب بسیار قابل توجهی در خصوص بازخوانی متن و ارایه اطلاعات برای افزایش معلومات خواننده و مقایسه آن با ارایه ایده منتقد و ضرورت فاصله او از متن ارایه شده كه مطالعه دقیق این كتاب را برای تمامی علاقه مندان و فعالان حوزه نقد ضروری كرده است. اگر از بحث مهم ضرورت وجود فكر و قاطعیت متن در حوزه نقد كه خود مجال فراوانی برای گسترش می طلبد، بگذریم و نگاه خود را به مطالب و تحلیل های موجود در كتاب تفریق جمعی معطوف كنیم، ویژگی های قابل توجهی را در آنها خواهیم یافت كه نشان از عمق توجه مولف به شكل گیری ایده در تحلیل هایش نسبت به عنوان های مطرح شده دارد. نویسنده این كتاب با وجود اشاره به احوال و نظرات شاعران مورد نظرش، تلاش نموده تحلیل هایی مستقل و كارشناسانه از كلیت آثار آنها ارایه دهد تا اینكه بیانگر مطالبی تكراری یا بازنویسی نقل قول هایی از دیگران باشد و همین خود می تواند یك نقطه ارزشی برای چنین تالیفی به حساب آید چراكه نشانه های دخالت ایده مستقل و فكر تحلیلگر را در بحث بروز داده است. یكی از كارهای قابل توجه داریوش معمار در تالیف این كتاب انتخاب تعدادی از شاعران معاصر است كه در قید حیات می باشند و فعالیت ادبی شان ادامه دارد كه این خود قابل توجه است و به خصوص در سال های اخیر (به جز اینكه گاهی در مطبوعات) كمتر شاهد آن بوده ایم كه تحلیلی درباره ماهیت شعر و كلیت آثار شاعرانی كه در حال فعالیت هستند، ارایه شود. به نظر می رسد اگر دامنه چنین تحلیل هایی از سوی فعالان عرصه نقد گسترش یابد و به خصوص درباره ماهیت شعر شاعران جوان، تالیفاتی صورت گیرد، زمینه های پویایی شعر در ایران بیشتر فراهم خواهد شد و جامعه ادبی تردید خود را درباره عدم تكرار قله های شعر كاهش خواهد داد. به هر دلیل در جامعه ادبی ایران، معمولافعالان حوزه نقد و تحلیل، به مرور آثار گذشتگان یا شاعران و نویسندگان تثبیت شده و مطرحی كه در قید حیات نیستند، علاقه بیشتری نشان می دهند و گویی آثار ادبی در جامعه ادبی ایران، ابتدا باید به تاریخ بپیوندند و پس از آن مورد توجه بیشتر قرار گیرند. مولف كتاب تفریق جمعی در تحلیل های خود، تلاش كرده جسته و گریخته سخن نگوید و تمركز نوشتاری اش بر مدار آنچه از سروده ها یا نظرات شاعران مورد نظرش برمی آید، قرار گیرد. اگرچه از طرفی به دلیل اهمیت آثار و نظرات این شاعران و از طرف دیگر به دلیل نام آشنا بودن آنها در میان جامعه مخاطب، تحلیل های صورت گرفته، دارای قابلیت گسترش بیشتری هستند، اما به دلایلی كه مولف در پیش گفتار خود ارایه نموده، اختصار مطالب توجیه پذیر است. ذكر این نكته نیز لازم می نماید كه مولف با وجود توجه به اختصار مطالبش توانسته تحلیل های قابل توجه و مناسبی ارایه دهد كه در عین حال برخوردار از شیوه علمی نوشتاری و گفتاری روان می باشند و برای مخاطب قابلیت درك مناسبی را ایجاد می كنند. تنها مساله ای كه می تواند مورد انتقاد خواننده قرار گیرد، این موضوع است كه اشاره به چند اثر منتخب و مشهور (با استناد به گفته مولف) و تحت عنوان گزیده ای از بهترین شعرها، به صورت رها شده در یك كتاب تحلیلی كه وجوه نقد را در خود پرورش داده، راضی كننده نیست. مولف می توانست از آثار شاعران مورد نظر به عنوان نمونه هایی در نقد، استفاده موثری تری نماید. مجال این نوشته امكان ورود به حیطه محتوای مطالب، برای تعیین ارزش صحت یا پرسش گری درباره مقاطعی از آنها را نمی دهد و در اینجا تلاش بر آن بوده كه كلیت اثر و عملكرد نویسنده اش بیشتر مورد بررسی قرار گیرد، چراكه قابلیت ایجاد بحث در مواضع مطرح شده یا ریزنگری برای جزء تر شدن نگرش مولف در تحلیل های صورت گرفته وجود دارد. به دلیل اینكه در بخشی از مقاله به ضعف عدم قاطعیت برخی متون كه تحت عنوان نقد ارایه می شوند، اشاره شد، لازم به توضیح است كه اتفاقا نویسنده كتاب تفریق جمعی به جز آنكه در پیش گفتار خود میل به تردید را نشان داده، در تحلیل هایش تردیدی به خود راه نمی دهد و قیود شرط یا امر شك در نوشتارش نقشی را ایفا نمی كنند. او در تالیف تفریق جمعی از یك ایده قاطع و فكر ناظر بر موضوع نقد بهره می برد و تحلیل های وی، اگرچه می توانست از وجوه تطبیقی نقد و نیز فكر نقادانه جامع تری برای ایجاد فكر در مخاطب، برخوردار شوند، اما با همین كیفیت نیز شاخص های نقد را می توان در متون تحلیلی وی شاهد بود و نیز ارزش اندیشه مستقل وی در عین درگیر بودن با احوال و نظرات شاعران مورد نظرش در این كتاب، محفوظ است.
     
     
 

نقل از : روزنامه شرق ، شماره 1236 به تاريخ 12/2/90، صفحه 13 (كتاب)

اخبار مرتبط با این خبر



نظرات
تا کنون نظری برای این خبر ارسال نشده است
نظر شما
نام:  
پست الکترونیکی:  
نظر شما:  


سیمین بانوی شعر فارسیسیمین خلیلی معروف به سیمین بهبهانی فرزند عباس خلیلی (شاعر و نویسنده و مدیر روزنامه اقدام) است. حاج میرزا حسین حاج میرزاخلیل مشهور به میرزا حسین خلیلی تهرانی که از رهبران مشروطه بود، عموی پدر او و علامه ملاعلی رازی خلیلی تهرانی پدربزرگ اوست.
جمع در میان دیگران برگزاریsمراسم ها و جلسات فرهنگی به خصوص در حوزه شعر طی ماه های گذشته بسیار كم رمق بوده، شاید به همین دلیل پیدا كردن نخستین سوژه خبری برای بخش گزارش تصوری كه نزدیك به این تاریخ باشد سخت بود. گزارش تصویری این شماره مربوط به برگزاری مراسم فرهنگی است كه برگزاری آن طی ماه گذشته با حاشیه های فراوانی در مطبوعات روبرو شد.
نام:
ایمیل: