کد خبر: 225 تاریخ انتشار: ۱۳۹۰ سه شنبه ۱۳ دي نسخه چاپی نسخه چاپی
بازدید: 183 ساعت انتشار: 5:09 عصر
ارسال به دوست ارسال به دوست


جهان خیال شاعر كرد
و تن فروشی نیست

گفتگوبا فریاد شیری به بهانه انتشار مجموعه شعر و تن فروشی نیست در انتشارات نگاه -راستش من زیاد دوست ندارم در مورد شعرم حرف بزنم، مخصوصاً وقتی پای مخاطب شعر پیش کشیده شود.

عكس هاي اين مطلب شامل قانون كپي رايت مي شوند.

ـ علاقه مند بودم بدانم چرا عنوان «و  تن فروشی نیست» را برای کتاب انتخاب کردید؟
انتخاب عنوان کتاب شعر خیلی سخت تر از انتخاب عنوان رمان یا مجموعه داستان است. رمان نویس برای اینکه از اثر فاصله نگیرد ناچار است در همان ابتدای کار، هر چند موقتی، عنوانی برای رمانش انتخاب کند، اما شاعر چون طی چند سال سرگرم سرودن شعر است و شعرها حاصل لحظات مختلف زندگی اوست، اصلاً به این فکر نمی کند که چه زمانی قصد انتشار آن شعرها را در یک کتاب واحد دارد. بنابراین اصلاً به عنوان کتاب فکر نمی کند. عنوان کتاب شعر همیشه در آخرین لحظات جمع آوری مجموعه اتفاق می افتد، انگار عنوان کتاب هم شعری ناسروده است که باید اتفاق بیفتد. برای من همیشه همینطور بوده و عنوان کتابهایم در لحظات آخر اتفاق افتاده و خیلی هم سخت بوده. در مورد این کتاب هم باید بگویم که شعرهای آن محصول دوره های مختلف روحی و روانی من طی شش سال گذشته است. همان طور که می دانید، من بعد از کتاب «امضای تازه می خواهد این نام» که در سال 1383 منتشر کردم، مجموعه شعر تازه ای منتشر نکردم و حتی سعی کردم خیلی کم در محافل شعری ظاهر شوم، سعی می کردم از شعر فرار کنم. نه اینکه شعر نمی سرودم، نه! می سرودم و فراموش می کردم. اصلاً به چاپ مجموعه شعر فکر نمی کردم، سرگرم نوعی خانه تکانی درونی و ذهنی بودم. گاهی نیاز است شاعر چنین با خود درگیر شود و از دیگران بگریزد، حتی اگر به او تهمت «تمام شدن» و ... بدهند. به هر حال پس از عبور از این مرحله ی خانه تکانی، شعرهایی را برای این مجموعه انتخاب کردم و ناخودآگاه عنوان «خودکشی دسته جمعی» را برای آن انتخاب کردم، اما سال گذشته که به طور جدی تصمیم به چاپ مجموعه گرفتم، پس از مشورت با دوستان شاعرم خیلی از شعرها را برای کتاب دیگری کنار گذاشتم و شعرهای دیگری به آن اضافه کردم و عنوان کتاب را هم تغییر دادم. این عنوان هم پس از درگیری ذهنی که با شعر «نُچ» داشتم انتخاب کردم. چون شعر «نُچ» در این کتاب نقش محوری دارد و این عنوان آن را کامل می کند.
و این که چرا نوشتار عنوان کتاب، با نوعی بازی زبانی همراه است، قصدم فقط شیطنت زبانی و بازی تصنعی نبوده، بلکه به خاطر آن اتفاق معنایی ست که در آن نهفته شده است. دغدغه ی من در خیلی از شعرها بحث جهان وطنی است، نوعی جهان وطنی که «تن» آدمی وطن می شود، وطنی که باید با خود حملش کند و حتی پرچم این وطن و سرزمین را بر پوست تن اش خال کوبی کند.
البته اجازه بدهید به این نکته هم اشاره کنم که در دهه ی هفتاد دوست خوب شاعرم، حسین عابدی در انتخاب عنوان یکی از کتاب هایش چنین بازی زبانی اجرا کرده بود و عنوان آن کتاب را «وتنم بودی» انتخاب کرده بود که البته بار معنایی عاشقانه ای دارد.
ـ به نظرتان مخاطب این کتاب پیش از هر چیز با چه موضوعی به واسطه خواندن شعرها درگیر خواهد شد، فرم کارتان، محتوای آن یا بدعت گذاری هایی در بیان و لحن شعرها؟
راستش من زیاد دوست ندارم در مورد شعرم حرف بزنم، مخصوصاً وقتی پای مخاطب شعر پیش کشیده شود و احساس کنم با حرف های من مخاطب وسوسه می شود به سراغ شعر من بیاید. اصلاً قرار نیست شاعر مختصات شعرش را برای مخاطب توضیح دهد. شعر باید مثل یک راز سهم ناک باقی بماند و مخاطب خود آن را کشف کند و با آن درگیر شود. بعضی وقت ها واقعاً تعجب می کنم وقتی می بینم برخی از دوستان شاعر در مصاحبه هایی مشکوک! خود را پیشنهاد دهنده برای شعر امروز معرفی می کنند و از تئوری ها و نظریه های ادبی حرف می زنند که هیچ ربطی به شعر آنان ندارد. من جز سرودن شعر حرفی برای مخاطب ندارم و جرأت نمی کنم پیشنهادی به آنان بدهم. یقیناً مخاطبان شعرم پس از مطالعه کتاب متوجه می شوند. شعرهای این کتاب با کتاب قبلی ام (امضای تازه می خواهد این نام) چه تفاوتی دارد.
البته اجزاه بدهید حالا که بحث مخاطب شعر پیش کشیده شد چند نکته را مطرح کنم: نخست اینکه یقیناً هیچ شاعری موقع سرودن شعر به سلیقه مخاطب فکر نمی کند، اما این نکته را هم نمی شود نادیده گرفت که شاعری که چهارمین مجموعه شعرش را دارد منتشر می کند حتماً نظر طیف خاصی از مخاطبان شعر را به خود جذب کرده است و نمی خواهد آنان را از دست بدهد و باید حرف تازه ای برای آنان داشته باشد، مخصوصاً در جامعه ادبی ما که سال هاست بحث بحران مخاطب مطرح است.
مخاطبان شعر امروز ما چند دسته اند؛ گروهی هنوز با پیش فرض های شعر سنتی و کلاسیک به مطالعه ی شعر می پردازند و گمان نکنم ویژگی های شعر امروز ما آنان را جذب کند. گروه اندکی هم با همه ی مؤلفه های شعر امروز آشنا هستند و طبیعتاً طبق سلایق شان و با وسواس به مطالعه شعر می پردازند و گروهی هم از جماعت خود شاعرانند که ناچارند همه ی کتاب های جدی شعر را مطالعه کنند. من به همه ی سلیقه ها احترام می گذارم، اما در سرودن شعر کار دلم را می کنم و به مخاطبی که درونم نشسته فکر می کنم.
ـ آقای شیری اگر ممکن است در مورد آثاری که تا امروز انتشار داده اید و عمده مشخصات شعریتان که با آن می توان آثار شما را از آثار دیگر شاعران این دهه تمیز داد بگویید؟
از سال 1375 تا کنون حدود 20 عنوان کتاب منتشر کرده ام که در حوزه های مختلف ادبی بوده: شعر کردی و فارسی، ترجمه شعر کردی، شعر و داستان کودک و نوجوان و آثار دیگری که توسط ناشرین مختلف منتشر کرده ام.
شاید برای خیلی ها این سؤال پیش می آید که چگونه در چند حوزه ی مختلف ادبی می توان فعالیت کرد! واقعیتش من در طول شبانه روز، براساس نظم خاصی فعالیت ادبی ام را برنامه ریزی می کنم و خیلی از کارها را همزمان با هم پیش می برم. مهم این است که موقع نوشتن در چه موقعیت روحی و روانی هستم و با کدام کار


بیشتر ارتباط برقرار می کنم و چه حسی نسبت به مضامین و موضوعات روزمره دارم، البته این برنامه ریزی و نظم
بیشتر در مورد کارهای داستانی و ترجمه و تحقیقی است، اما در مورد شعر وضعیت فرق می کند. بحث شعر جدای از این نظم و انضباط است. شعر همیشه هست، اما من همیشه شاعر نیستم. یا اگر هستم از شعر فرار می کنم. هر شعری که سمج باشد، رهایم نمی کند، با من می ماند و سروده می شود. شاید به همین علت است که فاصله چاپ کتاب های شعرم با هم زیاد است. البته ناگفته نماند که طی این چند سال ترجمه شعر کردی و کار روی «تاریخ تحلیلی شعر نو کرد» خیلی از وقت مرا گرفت و امیدوارم تا یکی دو سال آینده تمامش کنم و کارهای نیمه تمام دیگرم (رمان و داستان های کوتاه ام) را به سرانجام برسانم. کار ادبیات کودک و نوجوان برایم خیلی لذت بخش است و دارم با جدیت کار می کنم و چند کارم را نشر پیدایش در دست انتشار دارد. من فکر می کنم که دوستان شاعر همنسلم خیلی به شعر کودک و نوجوان اهمیت نمی دهند، اصلاً فراموش کرده اند که مخاطبان جدی شعر ما در آینده آنانند. وقتی ما به خوراک ذهنی آنان اهمیت ندهیم، ذائقه آنان را فردا چگونه تغییر بدهیم؟ آن هم در شرایطی که در کتاب های درسی بچه ها هیچ نشانی از شعر مدرن و آوانگارد ما نیست. بگذریم... و اما در مورد بخش آخر سؤالتان فکر کنم در سؤال قبلی جواب دادم. اصلاً ضرورتی ندارد شاعر در مورد مشخصات شعری و مؤلفه های شعر خودش حرف بزند. من شعرم را سروده ام و حالا دیگر این کار منتقدان است که در مورد شعر من نظر بدهند و آن را به مخاطبان معرفی کنند. فقط همین را می گویم که تفاوت شعر من با شعر خیلی ها در بی تفاوتی ام نسبت به متفاوت بودن است. من سعی می کنم خودم باشم، با همین لهجه ی کردی ام که با شما حرف می زنم و سعی نمی کنم آن را پنهان کنم. اصلاً عجله ای ندارم، نه برای زندگی کردن، نه برای مردن و نه برای شعر سرودن و مطرح شدن! و اهل هیچ گروه و دسته و باند و جریان شعری نیستم و همیشه بعد از سرودن آخرین شعرم، خیلی زود فراموش می کنم که شاعرم.
 ـ در مورد کتاب «و  تن فروشی نیست» چه نکاتی وجود دارد که شما فکر می کنید به عنوان شاعر این اثر می توانید آنها را با مخاطبانتان در میان بگذارید؟
  در مورد این کتاب فقط همین را می توانم به مخاطبین بگویم که مطمئناً با کتابی یکنواخت و کسل کننده و تکراری مواجه نخواهند شد. «و تن فروشی نیست» سرشار از تنوع مضمون و تکنیک و فرم است،  اما هنوز آن مرگ اندیشی و تلخی و اندوه در این کتاب هم،دست از سرمن برنداشته .بیش از این لازم نمی بینم خودم در مورد شعرها صحبت کنم.
من در ابتدای این کتاب متن کوتاهی با عنوان(( پیش شعر)) آورده ام که در آن موقعیت شاعر را نسبت به متن و مخاطب در جامعه کنونی ترسیم کرده ام. و در اینجا هم یاد آوری می کنم که: بدی شاعر این است که گاهی به املای واژه ها شک می کند!
ـ تجربه همکاری شما با انتشارات نگاه در خصوص انتشار این اثر چگونه بود؟
من با ناشران مختلفی کار کرده ام و خوشبختانه برای انتخاب ناشر مشکلی نداشته ام. از طرفی از آنجا که حدود ده سال است در یک انتشاراتی مشغول کار هستم و با چند ناشر دیگر همکاری دارم، کاملاً با مشکلات ناشران آشنایی دارم و هرگز توقع بالایی بابت حق التألیف از ناشران نداشته ام، اما این توقع را دارم که در توزیع و معرفی کتابم تلاش کنند. نشر نگاه را هم به این خاطر برای انتشار این مجموعه شعر انتخاب کردم که سال هاست خود را به عنوان ناشر تخصصی شعر معرفی کرده و تقریباً شعر همه شاعران جدی نسل های گذشته را منتشر کرده است. بنابراین می تواند شعر نسل ما را هم خوب معرفی کند. اگر چه اعتقاد دارم این کار را باید از دهه ی هفتاد آغاز می کردند. نشر نگاه، نشر چشمه، نشر مروارید و ... دیگر ناشران مطرح نسبت به شعر دهه ی هفتاد بی تفاوت بودند، نمی دانم، شاید آن سال ها شرایط این کار را نداشتند، به هر حال در کل ناشری که در جامعه مخاطبان خودش را یافته و مورد اعتماد مخاطبان است، قطعاً از عهده ی این کار بر می آید.


نقل از : نگاه

اخبار مرتبط با این خبر
ردیفتیترتاریخ
1 و تن فروشی نیست ۱۳۹۰/۱۰/۱۳
2 انتشار مجموعه‌ شعرهای تازه توسط نگاه ۱۳۹۰/۷/۲۶



نظرات
تا کنون نظری برای این خبر ارسال نشده است
نظر شما
نام:  
پست الکترونیکی:  
نظر شما:  


سیمین بانوی شعر فارسیسیمین خلیلی معروف به سیمین بهبهانی فرزند عباس خلیلی (شاعر و نویسنده و مدیر روزنامه اقدام) است. حاج میرزا حسین حاج میرزاخلیل مشهور به میرزا حسین خلیلی تهرانی که از رهبران مشروطه بود، عموی پدر او و علامه ملاعلی رازی خلیلی تهرانی پدربزرگ اوست.
جمع در میان دیگران برگزاریsمراسم ها و جلسات فرهنگی به خصوص در حوزه شعر طی ماه های گذشته بسیار كم رمق بوده، شاید به همین دلیل پیدا كردن نخستین سوژه خبری برای بخش گزارش تصوری كه نزدیك به این تاریخ باشد سخت بود. گزارش تصویری این شماره مربوط به برگزاری مراسم فرهنگی است كه برگزاری آن طی ماه گذشته با حاشیه های فراوانی در مطبوعات روبرو شد.
نام:
ایمیل: