کد خبر: 226 تاریخ انتشار: ۱۳۹۰ چهارشنبه ۱۴ دي نسخه چاپی نسخه چاپی
بازدید: 164 ساعت انتشار: 3:25 عصر
ارسال به دوست ارسال به دوست


نگاهی به تاریخچه شكل گیری نشر نگاه
سرگذشت و زمانه انتشارات نگاه

در سال 1342 علیرضا پدر خود را از دست داد، پس از امتحانات پایان سال در خرداد ماه، مادر دست او را گرفت و به نزد دکتر حاجی‌خان رئیس دانایی پدر فریبرز رئیس دانایی که پزشک بود برد، مطب دکتر در خیابان شاه آباد بود و علیرضای نوجوان مشغول کار در مطب شد، مطبی که در بالاخانه کتابفروشی امیرکبیر قرار داشت، او به اجبار برای معیشت خانوده ازادامه درس در دوره روزانه باز ماند و از پاییز به تحصیل در کلاس‌های شبانه پرداخت، مطب دکتر حاجی‌خان از صبح تا ساعت دو پس از ظهر باز بود و کلاسهای شبانه از هفت شب آغاز می‌شد، پس علیرضا در این ساعات نزد آقای علی افجه‌ای مدیر کتابفروشی سعید به کار می‌پرداخت، در واقع پادویی می‌کرد، نظافت، غذا آوردن از خانه برای صاحب مغازه، روزی 5 ریال هم مزد می‌گرفت، از سال 1344 دکتر حاجی‌خان دل از تهران و پزشکی کند و برای کشاورزی راهی قزوین شد، دکتر معتمد جای وی را در مطب گرفت، علیرضای نوجوان حالا شیفته بوی کاغذ و کتاب شده بود

دارد

 در سال 1342 علیرضا پدر خود را از دست داد، پس از امتحانات پایان سال در خرداد ماه، مادر دست او را گرفت و به نزد دکتر حاجی‌خان رئیس دانایی پدر فریبرز رئیس دانایی که پزشک بود برد، مطب دکتر در خیابان شاه آباد بود و علیرضای نوجوان مشغول کار در مطب شد، مطبی که در بالاخانۀ کتابفروشی امیرکبیر قرار داشت، او به اجبار برای معیشت خانوده ازادامه درس در دورۀ روزانه باز ماند و از پاییز به تحصیل در کلاس‌های شبانه پرداخت، مطب دکتر حاجی‌خان از صبح تا ساعت دو پس از ظهر باز بود و کلاسهای شبانه از هفت شب آغاز می‌شد، پس علیرضا در این ساعات نزد آقای علی افجه‌ای مدیر کتابفروشی سعید به کار می‌پرداخت، در واقع پادویی می‌کرد، نظافت، غذا آوردن از خانه برای صاحب مغازه، روزی 5 ریال هم مزد می‌گرفت، از سال 1344 دکتر حاجی‌خان دل از تهران و پزشکی کند و برای کشاورزی راهی قزوین شد، دکتر معتمد جای وی را در مطب گرفت، علیرضای نوجوان حالا شیفتۀ بوی کاغذ و کتاب شده بود، به همین دلیل کار در مطب برایش جاذبه‌ای نداشت، حضوری کجدار و مریز داشت و به همین دلیل به طور کامل به کار در کتابفروشی سیروس پرداخت، اما علی افجه‌ای کج خلق بود و به همه چیز و همه کس بی‌اعتماد، تا سال 1346 دوام آورد اما بالاخره از کتابفروشی سعید جدا شد و به کتابفروشی شرق رفت که با مدیریت ابوالقاسم میر باقری هم کتاب چاپ می‌کرد، هم کتابفروشی داشت. کار انتشاراتی شرق بیشتر چاپ و فروش کتابهای درسی بود، اما دلبستگی علیرضا به حوزه کتابهای علوم انسانی ( ادبیات، تاریخ، فلسفه...)، به همین جهت کم‌کم مجوز عرضه و فروش این نوع کتابها را از میر باقری گرفت، کم‌کم مشتریان و علاقمندان این نوع آثار پایشان به کتابفروشی گشوده شد و کا رونقی بایسته گرفت، از مشتریانی که علیرضابه یاد دارد که به کتابفروشی مراجعه می‌کرد بیژن جزنی بود که در آن زمان یک مؤسسه تبلیغاتی در همان خیابان را مدیریت می‌کرد، اگر چه او خیلی زود راهی زندان شد. این مشتریان ثابت که با راهنمایی فروشندۀ جوان و خوش‌سیمای کتابفروشی به خریدن کتابهای خوب هدایت می‌شدند، چنان پای سفت کردند که به گفتۀ خود علیرضا هنوز هم پس از نزدیک به 5 دهه برخی از آنها برای خرید کتاب به انتشارات نگاه مراجعه می‌کنند.
علیرضا از مادربزرگش یاد می‌کند که داستانهای جن و پری و تخیلی برای آنها تعریف می‌کرده، داستانهایی که تصور و خیال‌پردازی کودکانۀ او را گسترش می‌داده و در این عالم خیالی از نظر او نویسنده آدمی متفاوت و شاید با منظره‌ای رویایی بوده، خودش می‌گوید در سال 1344 فروغ فرخزاد را در انتشارات امیرکبیر دیدم و تا حدی آن تصور خیالی در هم ریخت و بعد هم ساعدی را در کتابفروشی نیل به سال 1345 در اول کوچه رفاهی که آن زمان از مراکز پاتوقی کتابفروشی در تهران بود، دیدار آن دو نفر که در آن زمان اسم‌های بزرگی داشتند، ثابت کرد که اهل قلم هم آدمهایی همانند دیگرانند اما با حس و قریحه‌ای متفاوت.
از سال 1350 با سخت‌گیری‌های ساواک و تشدید اختناق در کشور چاپ و نشر کتابهای زیرزمینی ( جلد سفید ) آغاز شد، علیرضا خوب به یاد دارد که اصغر عبدالهی که کتابفروشی دنیای کتاب را در خیابان شاه‌آباد در اختیار داشت به همین دلیل دستگیر و زندانی شد.
کار در کتابفروشی شرق نمی‌توانست خواسته‌های علیرضای جوان را بر‌آورد، به همین دلیل از سال 1351 خود مستقلاً به توزیع‌گری‌ کتاب پرداخت، در سال 1352 نیز مدتی در شعبۀ امیرکبیر بازار کار می‌کرد اما سوء‌تفاهمی موجب جدایی او از امیرکبیر شد.
جرقۀ انتشار کتاب هنگامی در او در گرفت که شبی پس از پایان کلاس‌های شبانه به نزد دوستش صابر حسنی خیاط که در کتابفروشی خورشید کار می‌کرد رفت، ساعت حدود ده شب بود که یک مشتری برای خرید کتاب پهلوان اکبر می‌میرد اثر بهرام بیضایی و عصبانیهای عصر ما اثر کارن هورنای با ترجمۀ خواجه نوری به مغازه مراجعه کرد، حضور این مشتری در آن ساعت از شب شوقی پنهان در او ایجاد کرد که به کار نشر کتاب بپردازد، بهرام بیضایی در آن زمان در دانشکده هنرهای زیبا برو بیایی داشت، زمانی هم از سیمین دانشور برای سخنرانی در آنجا دعوت کرده بود، علیرضا نیز که با سیمین آشنایی داشت در این جلسه حضور یافته بود این سخنرانی در سال 1352 انجام گرفت.
سرمایه‌اش تنها هفتصد تومان پس‌انداز چند سال کار بود، پس همان شب با صابر حسنی خیاط قرار گذاشت تا یک انتشارات را به اشتراک راه‌اندازی کنند شراکتی که مرتضی رأفتی نیز به آن افزوده شد.
در آن سال مصطفی رحیمی کتابی منتشر کرده بود به اسم " نگاه " که مجموعه‌ای از چند مقاله بود، ساواک این کتاب را جمع‌آوری کرده بود و تنها اجازه انتشار نیمی از کتاب را داده بود که مجدداً به اسم "نیم نگاه" منتشر شد، همین باعث شد تا علیرضا نام نگاه را برای انتشارات خود برگزیند. آرم انتشارات نگاه نیز از ایده‌های یکی از شعرای مبارز آن زمان و مسعود برازجانلو شکل گرفت.
علیرضا رئیس دانایی از همان آغاز کار خود تا به امروز چند ویژگی را در کار خود داشته که عوامل اصلی موفقیتهای او نیز بوده است، پیگیری، جدیت، روابط عمومی فوق‌العاده، حسن خلق و آرامش.
 او با جدیت و پیگیری تلفن خواجه نوری را می‌یابد، تماس می‌گیرد و از او می‌خواهد که کتاب               "‌عصبانیهای عصر ما‌" را برای چاپ در اختیارش بگذارد، خواجه نوری برای روز جمعه‌ای با او قرار می‌گذارد تا در خانه‌اش به دیدار وی برود. در آن زمان خواجه نوری روزهای جمعه در منزلش کلاسهای روانکاوی داشت، علیرضای جوان بهترین لباسش را می‌پوشد و تروتمیز و مرتب به دیدار استاد می‌رود، خواجه نوری از این جوان خوشش می‌آید، امتیاز کتاب عصبانیهای عصر ما از آن انتشارات فرانکلین بود، خواجه نوری برای مدیریت فرانکلین نامه‌ای می‌نویسد و علیرضا را به عنوان مدیر انتشارات نگاه برای گرفتن حق انتشار کتاب معرفی می‌کند.
رئیس دانایی به فرانکلین مراجعه می‌کند و قرارداد می‌بندد، همین باعث حسن شهرتی می‌شود از سویی جرأت ناشر جوان هم افزون می‌شود. پس با بهرام بیضایی برای نشر کتاب قراری می‌گذارد و بعد هم به دنبال کریم کشاورز می‌رود اما کار شراکت دوستان اولیه دوامی نمی‌یابد مرتضی رأفتی خود انتشارات کتیبه را راه‌اندازی می‌کند و صابر حسنی هم انتشاراتی به اسم ارس را بنیان می‌نهد، گویا جرقۀ جدایی بر سر انتشار آثار ماکسیم گورکی و اختلاف نظری که در این زمینه وجود دارد، شکل می‌گیرد. در سال 1353 پهلوان اکبر می‌میرد از بهرام بیضایی را منتشر می‌کند و بعد از دکتر حسن مرندی ترجمۀ کتاب شکست ناپذیر اثر هواردفاست را گرفته و چاپ می‌کند، در سال 1353 "کوچۀ هفت پیچ" از باستانی پاریزی توسط انتشارات نگاه چاپ می‌شود و کم‌کم انتشارات نگاه سری در سر‌ها در می‌آورد، پس از آن انگیزه راه‌اندازی مجموعه کتاب یعنی همان روشی که در فرانکلین و بنگاه ترجمه و نشر کتاب تجربه‌ای موفق بود، به سر رئیس دانایی می‌افتد. نخستین مجموعه به اسم " هنر تئاتر"‌ منتشر می‌شود، مجموعه‌ای که مدیر نگاه می‌گوید حدود سی کتاب در آن منتشر شد. مجموعۀ دوم " قصه نویسی " است با آثاری از چخوف، گورکی، هواردفاست و بسیاری دیگر.  پیش آمدن شرایط انقلابی و قیام مردم علیه دیکتاتوری شاه باعث توجه و کنجکاوی بیشتر مردم به حوزۀ کتابهای سیاسی و تاریخی می‌شود و همین زمینه‌ای فراهم کرد تا " نگاه " نیز به انتشار کتابهایی در این زمینه‌ها بپردازد. با این تفاوت که آنچه نگاه در این شرایط چاپ کرد نسبت به مجموعه‌ کتابهایی که چاپ می‌شد از کیفیت، حروف نگاری، طراحی و چاپ بهتری برخوردار بود. فعالیت نگاه از سال 1360 تا 1362 کاهش یافت. اما از این تاریخ به بعد این‌ بار با توجه به علایق و سلایق باز هم تغییر یافتۀ کتابخوانان جامعه رهیافتی نوین یافت.
دوران جنگ بود اما تلاشهای سیاسی در جامعه کاهش یافته و گروههای سیاسی عمدتاً چپ‌گرا به حاشیه رانده شده و همین ایجاب می‌کرد تا در برنامه‌ریزی تولید کتاب نیز تجدید نظری اساسی صورت گیرد، دوران جدید فعالیت با چاپ کتابهای علمی آغاز شد مجموعۀ شناخت جهان از دکتر نورالدین فرهیخته و جهان هفت عنصری نمادی از رهیافت تازه بود. اما دغدغۀ خاطر و دلبستگی مدیر نگاه حوزه کتابهای ادبیات و تاریخ بود و به همین دلیل کم‌کم گرایش غالب در نشر کتاب به این گونه آثار اختصاص یافت.
از سال 1362 مجموعه‌ای از آثار هنری را در دستور کار نشر قرار داد، زندگی و آثار پیکاسو، سزان،پل‌آمیر،کوربه، و رافائل، تاریخ سینمای جهان از رابینسون، مردان موسیقی از دکتر مهدی فروغ، فلسفۀ هنر معاصر و بالاخره هنر در گذر زمان اثر کلاسیک شده گاردنر نمونه‌ای از این آثار هستند. از 1363 علی محمد افغانی با انتشارات نگاه برای چاپ آثارش قرارداد بست، دکتر بکتاش آغاز این همکاری بود که کم‌کم شامل تمام آثار این نویسندۀ نامدار معاصر شد. از سال 1365 با مرتضی راوندی ارتباط گرفته شد که منجر به چاپ کتاب ماندگار او تاریخ اجتماعی ایران در ده جلد شد. رضا سید حسینی نیز از سال 1366 در زمرۀ نویسندگانی در آمد که با انتشارات نگاه قرارداد همکاری بست، مکتبهای ادبی او ابتدا در یازده‌ هزار نسخه منتشر شدۀ اثری که مدتی بعد شکلی بسط یافتۀ آن در دو جلد منتشر شد و تا امروز هم به عنوان یک اثر کلاسیک و درسی همچنان خواهان و خواستار دارد.
ابراهیم یونسی نیز از دیگر مترجمان نامداری است که از سال 1365 تا کنون با انتشارات نگاه همکاری دارد و آثار کلاسیک ادبیات جهان با ترجمۀ وی را انتشارات نگاه عرضه کرده است.
در سال 1367 آخرین سال زندگی محمد حسن شهریار، انتشارات نگاه با مشارکت انتشارات زرین قرارداد دایم انتشار آثار استاد غزل معاصر را منعقد کردند، کتابی که در سالهای اخیر بارها منتشر شده است.
بعد با همکاری محمد حقوقی مجموعۀ شعر زمان‌ها را بنیان نهاد، مجموعه‌ای که تا زمان حیات پژوهشگرش پنج کتاب از آن منتشر شد و اخیراً با همکاری کسانی دیگر قرار به ارائه کار این مجموعۀ موفق نیز گرفته شده است.
از سالیان آغاز دهۀ هفتاد شمسی همکاری انتشارات نگاه با احمد شاملو آغاز شد، حاصل این همکاری انتشار بخش اعظم آثار این شاعر بزرگ است با انتشار مجموعه آثار نیما نیز از سال 1372 مجموعه‌ای شکل گرفت که تاکنون آثار کامل بیست و پنج شاعر بزرگ معاصر را در بر گرفته است. و البته این مجموعه نه تنها تداوم خواهد داشت بلکه با راه‌اندازی شعرای بزرگ غیر ایرانی رنگ و بوی جهانی نیز به خود می‌گیرد با چاپ آثار لورکا، هم اکنون آثار ناظم حکمت، پابلو نرودا و برخی دیگر از بزرگان شعر غرب در دست آماده سازی است.
از سالهای آغازین دهۀ هفتاد نیز چاپ کلیۀ آثار بزرگ علوی در اختیار انتشارات نگاه قرار گرفت.
در زمینۀ آثار مرجع هنری نیز نگاه همچنان فعال است و چاپ کتابی مثل در جستجوی زبان نو اثر روبین پاکباز و تداوم در آماده سازی کتابهای مبنایی در این زمینه نشان از توجه به آثار معتبر را همچنان پردوام نشان می‌دهد.
در زمینۀ کتابهای تاریخی نیز انتشارات نگاه به ویژه در دهۀ هشتاد شمسی به باز چاپ ویراستۀ بسیاری از آثار مرجع پرداخته و آثار مهمی را نیز برای نخستین بار در این زمینۀ پر طرفدار عرضه داشته است.
یکی دیگر از کارهای موفق انتشارات نگاه چاپ دواوین شعرای کلاسیک فارسی است که با رویکردی نو تا‌کنون بیش از سی عنوان کتاب دراین حوزه را منتشر و مورد اقبال بسیاری نیز قرار گرفته‌اند.
در بررسی کارنامۀ انتشارات نگاه به نکات جالبی بر می‌خوریم مثلاً نخستین کتاب سید علی صالحی شاعر نامدار را با عنوان " داداش صمد " نگاه چاپ کرده یا نخستین نوشتۀ منیرو روانی پور به نام " گنجشک و آقای رئیس جمهور " هم توسط این انتشارات چاپ شده است.
خوشبختانه انتشارات نگاه همچنان توانا و قدرتمند با برنامه‌ریزی بلند مدت آثار مهمی را در دست چاپ دارد و امید آنکه این سیر تداوم یابد.

 


نقل از : نگاه

اخبار مرتبط با این خبر
ردیفتیترتاریخ
1 نگاه ها به كدام «نگاه» خیره است ۱۳۹۰/۱۱/۱۱
2 نقاب­هایی که از روی صورت حوزۀ سینمای ایران برداشته می­شود ۱۳۹۰/۱۱/۵
3 من از پریشانی‌ها سخن نمی‌گویم... ۱۳۹۰/۱۱/۵
4 سرگذشت و زمانه انتشارات نگاه ۱۳۹۰/۱۰/۱۴
5 و تن فروشی نیست ۱۳۹۰/۱۰/۱۳
6 اسب سفید وحشی شعر ۱۳۹۰/۱۰/۱۰
7 مجموعه‌ی شعر شمس توسط نگاه منتشر شد ۱۳۹۰/۷/۳۰
8 هیوا مسیح منتشر می کند ۱۳۹۰/۷/۳۰
9 تریسترام شندی كتاب تاثیرگذار زندگی من ۱۳۹۰/۷/۲۶
10 انتشار مجموعه‌ شعرهای تازه توسط نگاه ۱۳۹۰/۷/۲۶



نظرات
تا کنون نظری برای این خبر ارسال نشده است
نظر شما
نام:  
پست الکترونیکی:  
نظر شما:  


سیمین بانوی شعر فارسیسیمین خلیلی معروف به سیمین بهبهانی فرزند عباس خلیلی (شاعر و نویسنده و مدیر روزنامه اقدام) است. حاج میرزا حسین حاج میرزاخلیل مشهور به میرزا حسین خلیلی تهرانی که از رهبران مشروطه بود، عموی پدر او و علامه ملاعلی رازی خلیلی تهرانی پدربزرگ اوست.
جمع در میان دیگران برگزاریsمراسم ها و جلسات فرهنگی به خصوص در حوزه شعر طی ماه های گذشته بسیار كم رمق بوده، شاید به همین دلیل پیدا كردن نخستین سوژه خبری برای بخش گزارش تصوری كه نزدیك به این تاریخ باشد سخت بود. گزارش تصویری این شماره مربوط به برگزاری مراسم فرهنگی است كه برگزاری آن طی ماه گذشته با حاشیه های فراوانی در مطبوعات روبرو شد.
نام:
ایمیل: