کد خبر: 231 تاریخ انتشار: ۱۳۹۰ چهارشنبه ۵ بهمن نسخه چاپی نسخه چاپی
بازدید: 249 ساعت انتشار: 3:48 عصر
ارسال به دوست ارسال به دوست



من از پریشانی‌ها سخن نمی‌گویم...

روزگار م. آزاد و شعرش

دارد


علیرضا رئیس دانایی
سرپرست مؤسسة انتشارات نگاه
    


من از پریشانی‌ها سخن نمی‌گویم/ بزرگ بودن رود از پرنده‌یی‌ست
که با نای سبز خونین می‌خواند!/ بزرگ بودن رود از نبودن است،
به دریا نشستن است و رازی نگفته است/ نه گفتن!/ من از پریشانی‌ها، سخن چگونه بگویم؟

محمود مشرف ازاد تهرانی (1384-1312) را همه با نام شعری‌اش (م.آزاد) می‌شناسند. شاعری که به مفهوم دقیق کلمه، از هر چه رنگ تعلّق پذیرد آزاد بود و رها. او هرگز گندم نمایی و جو فروشی نمی‌کرد.شاعری ذاتی و غریزی بود زین سبب آنگاه که نخستین دفتر از سروده‌هایش را به سال 1334 شمسی و تنها در بیست و چهار صفحه و با پیش سخنی از زنده یاد شاملو (الف.بامداد) منتشر کرد، بشارت ظهور شاعری گردید که بعد‌ها یکی از چهره‌های مطرح شعر معاصر شد. شاملو در یادداشتی که بر دفتر "دیار شب" نوشت دربارة هنر سرودن م.آزاد گفت : "دراین اشعار تلاش هست، امّا مسئولیت در برابر مخاطب فراموش شده است. آزاد این مسئولیت را به زودی در خواهد یافت من این را یقین دارم."
آزاد با همان نخستین شعر‌هایش نشان داد که هم با ادبیات کلاسیک آشناست و هم به نو گرایی گرایش دارد. از این رو در تمامی سال‌های سرودن با تلفیق زبان آرکاییک و نوعی مدرنیسم، به زبان خاص و ویژة خود در شعر رسید به گونه‌ای که کلام او را از دیگر شاعران هم دوره‌اش متمایز می‌کرد. م.آزاد یک شاعر سیاسی نبود. لیکن از مسائل اجتماعی روزگار خویش نیز غفلت نمی‌ورزید و به همین سبب اشعار او نسبت به وقایع جامعه خنثی نیست. او نه چون کسرایی به دنبال شعر متعهد است و نه چون سپهری، به عرفان گرایش دارد. م.آزاد در نوگرایی به نیما توجه دارد و در سرودن بیشتر به اخوان ثالث نظر دارد. او هرگز وزن را از پای سروده‌هایش بر نداشت بلکه تلاش کرد با بهره گیری از اوزان کلاسیک و آوردن آن در قالب‌های شعر امروزین، آثاری پدید‌آرد که همچون شعر برخی معاصران او در تاریخ مصرف نداشته باشد و هم سهل و ممتنع باشد:
"گل من، پرند‌یی باش و به باغ باد بگذر/ مه من شکوفه‌یی باش و به دشت آب بنشین
گل باغ آشنایی، گل من کجا شکفتی که نه سرو می شناسد/ نه چمن سراغ دارد؟"
زبان روان و سلیس شعر ازاد، و نیز دانش ادبی او، سبب گردید که بعضی مدعیان شعر مدرن فارسی یقین کنند که حتّی شعر سپید سرودن و وزن را به یک سو نهادن هم بی‌پشتوانة ادب کلاسیک فارسی امری محال است. اگر نیما توانست در برابر خیل طاعنان دوام آورد و بدایع و بدعت‌های خویش را سندیت بخشد از آن روی بود که در کارنامة ادبی‌اش آثاری همچون مثنوی رنگ پریده، افسانه و قطعاتی همچون چشمه و سنگ و انگاسی و ای شب را داشت که سرشار از ریتم و وزن‌اند. در شعر سپید شاملویی نیز، شاعری همچون الف.بامداد، هم ادبیات کلاسیک را می‌شناخت و هم شعر و نثر آهنگین را و اینگونه است که هم نثر شاملو و هم شعر او حتّی در ترجمه‌هایش از آثار هایکو سرایان ژاپنی و یا لورکا و دیگران، به نوعی تشخّص وزنی و واژگانی رسیده‌اند.
نکته اینجاست که تنها مطالعه شعر قدمایی و یا درنگی بر نکات وزن عروضی و بحور، دلیل سرودن شعر خوب نتواند بود. اصل اساسی یک آفرینشگر ادبی و هنری، بیش از هر چیز جهان‌بینی و نوع نگاه او به هستی است پس آنگاه ابزاری همچون واژگان و دستور زبان و صنایع بدیعی و لفظی. یک آفرینندة خلاق آن‌گاه که جهان را در‌ می‌یابد از ابزاری مدد می‌گیرد تا آنچه را که می‌اندیشد ثبت کند و در این صورت است که می‌تواند تأثرات خود را از اجتماعی که در آن می‌زید و محیط پیرامونی‌اش روایت کند. و چنین است تفاوت یک هنرمند روشنفکر با یک فرد معمولی که به قول فروغ فرخزاد:"آنانی که برای یک بشقاب پلو فریاد می‌زنند."
سروده‌های م.ازاد آثاری‌اند که نسبت به زمان خود از لحاظ فرم و شیوة بیان طرفه‌اند و هر کوشش او در سرودن، طلیعه یک حرکت تازه‌است در شعر.
او تصویر سازی در شعر را جزیی از هنر شعر می‌داند در کنار به کارگیری وزن و واژگانی هارمونیک حتی در کوته سروده‌ها نیز امضا و رد خود را باقی می‌نهد:
"برای گذشتن از این رود
رنگین کمانی باید بود."
در این شعر دو سطری که هم تمی هایکویی دارد و هم گوشه چشمی به خسروانی‌ها. حتی بدون توجه خواننده به محتوای عارفانة شعر. واژه‌ها نوعی رنگ‌آمیزی را به ذهن خواننده القا می‌کنند که این رنگ‌آمیزی هم تصاویری ناب را به ذهن القا می‌کند. و این هنر م.آزاد است که پیش از او فروغ و نادرپور نیز به‌ گونه‌ای موفق در این وادی گام زده‌اند تصاویر و ریتم در این شعر فروغ بازتابی شگفت دارد:
"همه‌ی هستی من / آیه‌ی تاریکی‌ست/ که ترا در خود تکرار کنان/ به سحرگاه شکفتن‌ها و رستن‌های ابدی خواهد برد/ من در این آیه ترا آه کشیدم، آه/ من در این آیه ترا به درخت و آب و آتش پیوند زدم."
بنگرید که وازه‌های به کار گرفته شده در این شعر، چه شأنی از خود بر جای می‌نهند.
و یا این واژگان از نادرپور:
"گهواره‌ی دو چشم سیاه تو/ آرامگاه کودکی من بود/ گویی مرا چو در دل شب زادند/ در من چراغ عشق تو روشن بود."
و م.آزاد می‌سراید: "مردان سهمگین/ دیوار باغ‌ها را ویران کردند/ دیوار‌های سنگی در باغ ساختند/ سرو را شکستند/ تاک را بریدند."
در کلام آزاد شکستن سرو که یک درخت اساطیری است مفهومی فراتر از شکستن یک درخت را دارد و همچنین بریدن (تاک) که بیشتر درختی است خیّامی. در کلام آزاد، این قبیل عناصر بار سیاسی و اجتماعی شگرفی به شعر او می‌بخشد بی‌انکه در دام ابتذال و شعر سیاسی تاریخ مصرف دار در‌غلتند. زبان آثار آزاد همچنانکه رنگ و بوی غنایی دارد، در مسیر شعر امروز نیز هست، بی‌هیچ پر گویی و ایجازی که خاص اوست و تصاویر و کنایات خود را نیز داراست.
بی‌تردید م.آزاد در کنار بزرگانی همچون اخوان، سپهری و فروغ، کسرایی، ابتهاج، نادرپور و آتشی در شمار سرایندگانی است که وزن شعر نو فارسی وامدار آنان است و نسل امروزین از شاعران، حتّی غزل‌سرایان نیز به نوعی از سهل و ممتنع بودن روایت و واژگان او الهام می‌گیرند. م.آزاد هم شاعر بزرگی بود و هم دوستی پر مهر، یاد باد روزی که زنده‌یاد م.آزاد به همراه مترجم فرزانه صفدر تقی‌زاده برای دیداری به دفتر انتشارات نگاه آمد. آن روز چه گفتیم و چه شنودیم باشد برای فرصتی دیگر، امّا آنچه که آزاد بیشتر بر آن اشارت داشت سخن از آرزوی قلبی‌اش برای انتشار مجموعه آثار پیراسته‌ای به وسیلة موسسة نگاه بود که شرح آن در نشریة "کتاب هفته" مندرج است.
 و من امروز گویی با چاپ مجموعة کامل سروده‌های او، به گونه‌ای آرامش رسیده‌ام، مجموعه‌ای که همچون آیینه، حیات ادبی دوره‌ای از ادبیات معاصر را باز می‌تابد. یاد او همیشه با ماست...

 


نقل از : نگاه

اخبار مرتبط با این خبر
ردیفتیترتاریخ
1 نگاه ها به كدام «نگاه» خیره است ۱۳۹۰/۱۱/۱۱
2 ویژه نامه م. آزاد در روزنامه روزگار ۱۳۹۰/۱۱/۶
3 (گفتگو با «محمد شمس لنگرودی») ۱۳۹۰/۱۱/۵
4 نقاب­هایی که از روی صورت حوزۀ سینمای ایران برداشته می­شود ۱۳۹۰/۱۱/۵
5 م.آزاد چگونه زیست ۱۳۹۰/۱۱/۵
6 من از پریشانی‌ها سخن نمی‌گویم... ۱۳۹۰/۱۱/۵
7 جمع در میان دیگران ۱۳۹۰/۱۱/۵
8 سیمین بانوی شعر فارسی ۱۳۹۰/۱۰/۲۱
9 سرگذشت و زمانه انتشارات نگاه ۱۳۹۰/۱۰/۱۴
10 و تن فروشی نیست ۱۳۹۰/۱۰/۱۳
11 «محمل مشترك فرهنگی» از «عشق» هم بالاتر است ۱۳۹۰/۱۰/۱۳
12 شعرهایی حوالی امید و رویای آدمی ۱۳۹۰/۱۰/۱۱
13 اسب سفید وحشی شعر ۱۳۹۰/۱۰/۱۰
14 مجموعه‌ی شعر شمس توسط نگاه منتشر شد ۱۳۹۰/۷/۳۰
15 هیوا مسیح منتشر می کند ۱۳۹۰/۷/۳۰
16 نگاهی به «تفریق جمعی» تالیف داریوش معمار ۱۳۹۰/۷/۲۶
17 تریسترام شندی كتاب تاثیرگذار زندگی من ۱۳۹۰/۷/۲۶
18 نقد و بررسی گزینه شعر زنان جهان ۱۳۹۰/۷/۲۶
19 انتشار مجموعه‌ شعرهای تازه توسط نگاه ۱۳۹۰/۷/۲۶
20 یادداشت بهاره رهنما ۱۳۹۰/۷/۲۶



نظرات
تا کنون نظری برای این خبر ارسال نشده است
نظر شما
نام:  
پست الکترونیکی:  
نظر شما:  


سیمین بانوی شعر فارسیسیمین خلیلی معروف به سیمین بهبهانی فرزند عباس خلیلی (شاعر و نویسنده و مدیر روزنامه اقدام) است. حاج میرزا حسین حاج میرزاخلیل مشهور به میرزا حسین خلیلی تهرانی که از رهبران مشروطه بود، عموی پدر او و علامه ملاعلی رازی خلیلی تهرانی پدربزرگ اوست.
جمع در میان دیگران برگزاریsمراسم ها و جلسات فرهنگی به خصوص در حوزه شعر طی ماه های گذشته بسیار كم رمق بوده، شاید به همین دلیل پیدا كردن نخستین سوژه خبری برای بخش گزارش تصوری كه نزدیك به این تاریخ باشد سخت بود. گزارش تصویری این شماره مربوط به برگزاری مراسم فرهنگی است كه برگزاری آن طی ماه گذشته با حاشیه های فراوانی در مطبوعات روبرو شد.
نام:
ایمیل: