کد خبر: 234 تاریخ انتشار: ۱۳۹۰ چهارشنبه ۵ بهمن نسخه چاپی نسخه چاپی
بازدید: 80 ساعت انتشار: 6:35 عصر
ارسال به دوست ارسال به دوست


گفت وگو با جمال امید
نقاب­هایی که از روی صورت حوزۀ سینمای ایران برداشته می­شود

جمال امید، نویسنده و منتقد حوزۀ سینما است. وی در سال هزار و سیصد و چهل و سه، فعالیّت­های مطبوعاتی­اش در باب حوزۀ سینما را با همکاری با مجلۀ خوشه آغاز کرده و با مجلاتی چون: تهران مصور، فیلم­و­هنر، فردوسی، ستارۀ سینما و... همکاری کرده

ندارد

اشاره: جمال امید، نویسنده و منتقد حوزۀ سینما است. وی در سال هزار و سیصد و چهل و سه، فعالیّت­های مطبوعاتی­اش در باب حوزۀ سینما را با همکاری با مجلۀ خوشه آغاز کرده و با مجلاتی چون: تهران مصور، فیلم­و­هنر، فردوسی، ستارۀ سینما و... همکاری کرده و سردبیری مجلاتی چون: سینما 52 / سینما 58» و... را به عهده داشته و نیز نویسندۀ بخش ایران در سالانۀ «INTERNATIONAL FILM GUIDE » راهنمای بین­المللی فیلم (2008 ـ 1990) بوده است. وی فیلم­نامه­های فیلم­هایی چون: ساوالان (با بهرام ری­پور و حسن هدایت)، دو نفر و نصفی (با بهرام ری­پور و یدالله صمدی)، ترن (با بهرام ری­پور و حسن هدایت) و... را به رشتۀ تحریر درآورده است. وی در گروه سازندگان فیلم­هایی چون: حکیم باشی، فانوس خیال، گراندسینما و... دستیار و مشاورکارگردان و تولید و... بوده است. از جمله فعالیّت­های تلویزیونی وی، می­توان به نگارش و کارگردانی برنامه­هایی چون: جُنگ سینما (1354 ـ 1351)، هفت روز هفته در شبکۀ دو (54 ـ 1353) و... اشاره کرد. وی عضو شورای برگزاری جشنوارۀ ملی «سپاس» (1350 ـ 1347)، برنامه­ریز و مدیر اجرایی جشنوارۀ بین­المللی فیلم فجر (1361 ـ 1383)، سرپرست فیلم­خانۀ ملی ایران (1361 ـ 1358)،  و... بوده است. وی تا با کنون، کتاب­هایی چون: فرهنگ فیلم­های سینمای ایران (در چهار جلد)، تاریخ سینمای ایران (در سه جلد)، فرهنگ سینمای ایران (بیوگرافی هنرمندان سینمای ایران)، سینماگران زن (آغاز تا امروز) و... را تولید و عرضه کرده است. وی جوایز سینمایی چون: جایزۀ ویژۀ «جشن سینمای ایران 1377 ـ خانۀ سینما» برای سالها فعالیّت مستمر در عرصه­های تألیف، پژوهش و مدیریّت­های همایش­های سینمایی و ارتباطات بین­المللی و... را دریافت کرده است.
علی حسن­زاده: آیا امکان دارد از چرایی و چگونگی تولید کتاب­ چهار جلدی «فرهنگ فیلم­های سینمای ایران» که توسط مؤسسۀ انتشارات نگاه به چاپ رسیده­ است، سخن بگویید؟

جمال امید: برای بازگویی حکایت تولید کتب فرهنگ فیلم­های سینمای ایران، باید به گذشته بازگردم؛ من در زمانی که تصمیم گرفتم به صورت حرفه­ای به تولید کتب مذکور بپردازم، پانزده سال از آغاز دورۀ دوّم فیلم­سازی در سینمای ایران گذشته بود، امّا، فیلم­های زیادی تا آن زمان به نمایش درنیامده بود و من نیز با وجود اینکه، تمام فیلم­های آن دوران را تماشا می­کردم، امّا، سینمای ایران، دغدغه­ام نبود، زیرا به دلیل گرایشی که به سینمای متفاوت و نه روشنفکرانه داشتم به پیگیری سینمای جهان می­پرداختم، امّا، سخنان مرحوم فرخ غفاری دربارۀ سینمای ایران به من، باعث شد که من نیز به سینمای ایران گرایش پیدا کنم.

علی حسن­زاده: غفاری در باب حوزۀ سینمای ایران به شما چه گفته بود؟

جمال امید: من به غفاری گفتم: «فیلم­های ایرانی دیدن ندارند» و او به من گفت: «این فیلم­ها، ممکن است اکنون از منظر شما، دیدن نداشته باشند، امّا این امر، مانند اعمالی است که هر فردی در طول زندگی­اش انجام می­دهد که بعداً آن اعمال تبدیل می­شود به تاریخچۀ زندگی آن فرد و بدینسان، سینما نیز، تاریخچه می­خواهد؛ بنابراین، این فیلم­های ایرانی که امروز از منظر شما ارزشی ندارند، روزی، معنا و بیانشان را پیدا خواهند کرد.» و این تلنگر غفاری، باعث شد که سینمای ایران نیز همچون سینمای جهان برای من، مورد اهمیّت قرار گیرد و در سال پنجاه­و­شش هم که قرار شد، غفاری طی یک قراردادی، تاریخ سینمای ایران را به رشتۀ تحریر درآورد، پیشنهاد داد که من هم در کنارش قرار بگیرم، زیرا، شوق انجام این کار را در من دیده بود و مرا تشویق می­کرد که به این امر جامۀ عمل بپوشانم و این هم جزو افتخارات من بود که می­توانستم در کنار استادی قرار بگیرم که سال­ها، تجربۀ این کار را داشت.

علی حسن­زاده: فعالیّت­های شما در این حوزه به چه صورتی بود؟

جمال امید: من به شکل کار آشنا نبودم، امّا در مجلۀ فیلم­و­هنر، شروع به تولید تاریخ سینمای ایران کردم که البّته ابزار لازم هم برای جامۀ عمل پوشاندن به امر مذکور وجود نداشت، امّا من، رفته رفته آگاه شدم که از چه زوایایی می­شود به امر مذکور ورود کرد که از آن جمله می­توانم اشاره کنم به ملاقاتم با مرحوم عبدالحسین سپنتا.

علی حسن­زاده: آیا امکان دارد از دیدارتان با سپنتا بیشتر سخن بگویید؟

جمال امید: من به سراغ سپنتا که در اصفهان بود، رفتم و خودم را معرفی کردم و گفتم که: «می­خواهم تاریخ سینمای ایران را بنویسم و آمده­ام که با شما، مصاحبه کنم» و او به من گفت: «برو بابا!» و در را بست و من نیز به سراغ ساسان، پسر سپنتا که در دانشگاه بود، رفتم و گفتم مرا غفاری فرستاده است که به اینجا بیایم و او به من گفت: «بیا با هم بریم» و ما با هم رفتیم و بدینسان بود که من توانستم با سپنتا مصاحبه کنم و بعد از آن هم یک کارت تبریک برای سپنتا فرستادم که او هم پاسخ مرا داد و بعد به فاصلۀ ده یا بیست روز، او فوت کرد و مرگ او، مرا به یاد یکی از سخنان غفاری که دربارۀ افسوس خوردن از برای از دست دادن فرصت های زندگی بود، انداخت که مانند یک سیلی بر صورت من خورد و یادآور شد که من نیز نباید فرصت­های زندگی­ام را از دست بدهم.

علی حسن­زاده: آیا کوشش­های شما در این زمینه در آن زمان، بازتابی هم داشت؟

جمال امید: در آن زمان همه به شکل تحقیر کننده­ای با سینمای ایران، برخورد می­کردند، زیرا، دکتر هوشنگ کاووسی، لغت فیلم فارسی را دربارۀ فیلم­های ایرانی جا انداخته بود که البتّه به نظر من لغت بدی هم هست و فکر می­کنم که منظور کاووسی از آن لغت این بود که چون در فیلم­های ایرانی به صرف اینکه به زبان فارسی، صحبت می­کنند، ما فکر می­کنیم که این فیلم­ها متعلّق به سینمای ایران است؛ امّا چون با تحقیر از این لغت استفاده می­شد؛ من از آن هیچ خوشم نمی­آمد؛ امّا با این اوصاف هم، من، کار را شروع کردم و اوّلین بار هم وقتی که اتحادیۀ صنایع فیلم ایران که برای تهیه­کننده­ها بود؛ این ایده را داد که مجموعه­ای از فیلم­های آن سالش را دربیاورد، من، برای به انجام رساندن آن، داوطلب شدم که به نظر من در آن زمان، حرکت شجاعانه­ای بود، زیرا، شرایط کار در آن زمان نسبت به زمان اکنون، سخت­تر بود که در نهایت، اتّفاق مذکور به وقوع پیوست و فرهنگ فیلم­های یک سالۀ سینمای ایران در یک کتاب منتشر شد که من نیز شروع به جمع­آوری بازتاب آن کردم و وقتی که دیدم بازتاب خوبی داشت به کارم ادامه دادم.

علی حسن­زاده: آیا فعالیت­های شما در این زمینه با سختی همراه بود؟

جمال امید: نمی­توانم بگویم، راحت بود و به راحتی توانستم، فیلم­هایی را که در پشت سر من بود و ممکن بود آنها را ندیده باشم، ببینم، امّا با توجه به اینکه سال­ها قبل از اینکه سینمای ایران دوباره بتواند، شکل حرفه­ای­اش را پیدا کند و فقط فیلم های سی­و­پنج میلیمتری تولید کند؛ به وسلیۀ فیلم­های شونزده میلیمتری به تولید فیلم می­پرداخت که برخی از آن فیلم­های شونزده میلیمتری نیز، فیلم­های ریورسال بود که نگاتیو و پزتیو آن، یک نسخه بود و یا به عبارت دیگر؛ همان نسخه­ای که فیلم­برداری می­شد و نیز به صورت ذهنی در دوربین مونتاژ و سپس شسته می­شد، همان نسخۀ سینمای­ای می­شد که به نمایش درمی آمد و این نوع فیلم­ها به دلیل اینکه انعطاف کم و شکننده­ای، داشتند به مرور زمان در اثر به نمایش­ گذاشتنشان، تحلیل می رفتند به طوری که اگر فیلمی نود دقیقه بود، رفته رفته تبدیل می­شد به فیلمی شصت دقیقه­ای؛ امّا در عین حال، این به من کمک کرد که از زاویه­ای دیگر نیز به این فیلم­ها، نگاه کنم و از یک زاویۀ دیگر کمک کرد که به اطلاعات حقیقی­ای که در پس پشت تیتراژ آنها وجود داشت؛ دست بیابم، زیرا، متأسفانه نیمی از اطلاعات تیتراژ آن فیلم­ها، واقعیّت نداشت و این به این دلیل بود که در آن زمان، مانند اکنون نبود که یک گروه کامل در پی ساختن یک فیلم باشند؛ بنابراین، در برخی از موارد، کارگردان، فیلم بردار، تهیه­کننده، فیلم­نامه­نویس و تدوین­کننده، جملگی یک نفر بودند؛ امّا، فیلم­ساز  برای اینکه کلاس کاری­اش در فضای سینمای ایران، پایین نیاید از اسامی قلابی در تیتراژ فیلم­اش استفاده می­کرد و یکی دیگر از عللی که سبب تولید اتّفاق مذکور بود این بود که سینمای ایران در آن زمان در پی این بود که مالیات و عوارض پرداخت نکند؛ زیرا درآمد خوبی نداشت در نتیجه ردِّ پای خودش را پاک می­کرد؛ برای مثال نام تهیه­کننده را کسی می­گذاشتند که هرگز وجود نداشت؛ با این اوصاف اگر ادارۀ مالیات به دنبال آن شخص می­رفت، پیدایش نمی­کرد. من تمام این مسائل را با دقت پیگیری کرده­ام  و آن را در کتب فرهنگ فیلم­های سینمای ایران آورده­ام؛ یعنی اگر شما اکنون به آن کتب، مراجعه کنید، می بینید که اسامیِ تهیه­کنندگان برخی از آن فیلم­ها، همان اسامی­ای است که من نوشته­ام و نه آن اسامی­ای که در تیتراژ برخی از آن فیلم­ها وجود دارد.

علی حسن­زاده: شما در آن زمان در راستای تثبیت شدنِ فعالیت­هایتان در این زمینه، چه کوشش­هایی کرده­اید؟

جمال امید: از یک مقطعی برای جا انداختن این قضیّه، اتحادیّه را تست زدیم که فقط یک بار این کار را کرد؛ زیرا، نظرش این بود که دیگر کاربردی برایش ندارد و باری دیگر از طریق اداراۀ تحقیقات سینمایی، اقدام کردیم که آنها نیز پذیرفتند، چون می­خواستند بیلان بدهند؛ بنابراین، می­گفتند که هر سال این کتاب­ها را دربیاورید که در سال­های بعد هم کسان دیگری به ادامۀ این کار پرداختند؛ امّا، مشکل این بود که کسانی که در بدنۀ سینمای ایران، غوطه می­خوردند و این فیلم­ها را می دیدند، علاقه­ای به این مسائل نداشتند؛ زیرا، فرهنگ فیلم برایشان اهمیّت نداشت و بیشتر در پی این بودند که بدانند فلان آرتیست چه­کار کرده و یا نکرده؛ امّا وقتی که من سردبیر مجلۀ سینما پنجاه­ و ­دو که برای جشنوارۀ فیلم تهران بود، بودم، توانستم دوستانم را متقاعد کنم که فرهنگ فیلم­های سینمای ایران را در وسط مجلۀ مذکور منتشر کنیم که در اواخر سال پنجاه و شش، اتّفاق مذکور به وقوع پیوست و قسمت اوّل آن منتشر شد که به سرعت نایاب شد و بعد در تیراژی حیرت­انگیز به چاپ دوّم هم رسید و این نشان می­داد که طیف جدیدی، می­خواهند با این قضیه رو به­رو بشوند؛ مانند همان اشاره­ای که شما در پیش از مصاحبه به من کردید که دوست داشتید، بدانید چه اتفاقاتی رخ داده­ است امّا، متأسفانه من در آن زمان نتوانستم این کار را به اتمام برسانم، زیرا، انقلاب شد و در بعد از انقلاب هم، مجلۀ مذکور، یک شماره بیشتر منتشر نشد و پس از آن هم نشر ما، متوقّف شده بود به دلیل اینکه سینما، متوقّف شده بود؛ امّا، من در چنین شرایطی نیز، ضمن انجام کارهای فیلم­خانۀ ملی ایران، رفتم به سوی اینکه آن کار اساسی را که قولش را به غفاری داده بودم به انجام برسانم؛ بنابراین، شروع کردم به کامل کردن اطلاعات، افزودن جزئیات و تحلیل فیلم­هایی که دیده بودم که برای آوردن نمونه­ای از نوع کوشش­هایم، می­توانم اشاره کنم به رفت و آمدم به استدیو پارس فیلم که برای دکتر کوشان بود که علارغم رزومۀ فیلم­سازیش که آن هم به هر حال قابل دفاع است؛ آدم روشنی بود. من روزها به استدیو پارس فیلم که در جادۀ کرج بود، می­رفتم و کوشان هم به من اجازه می­داد که در پشت مویلا بنشینم و فیلم­ها را تماشا کنم و از فیلم­ها، یادداشت­برداری کنم و بهزاد رحیمیان هم که با دوستانش، انتشارات فاریاب را راه انداخته بود، متوجّه شده بود که من در حال انجام این کار هستم، مرا تشویق می­کرد که این کتاب را با طرح جلدی از آیدین آغداشلو در آنجا منتشر کنم که در نهایت این کتاب در سال هزار و سیصد و شصت و دو در هفت هزار نسخه منتشر شد و به سرعت به فروش رسید که پس از آن، نشر فاریاب پنج هزارتای دیگر از آن را نیز، منتشر کرد و با این اوصاف می شود گفت که اکنون، جلد اوّل و دوّم کتب فرهنگ فیلم­های سینمای ایران، پرفروش­ترین کتاب­های سینمایی در ایران­اند و اکنون نیز نود و دو سه هزار نسخه از این کتاب­ها منتشر شده است. در هر صورت، جلد اوّل و دوّم کتب مذکور پس از چاپ، نایاب شد و در چاپ­های بعدی که توسط انتشارات نگاه به انجام رسید، مشمول تغییراتی در عکس­ها و متن­ها شد و این بود حکایت تولید کتب فرهنگ فیلم­های سینمای ایران.

علی حسن­زاده: شما در کتاب­ چهار جلدی «فرهنگ فیلم­های سینمای ایران» در باب ارائۀ شناسنامه­های فیلم­های بلند حوزۀ سینمای ایران به جهت معرفی آنها به ارائۀ مشخصاتی چون نام و نام­خانوادگیِ بازیگران، کارگردانان، تهیه­کنندگان، فیلم نامه­نویسان، فیلم­برداران، تدوین­گران، آهنگ­سازان و خلاصۀ داستان فیلم­نامه­های فیلم­های بلند حوزۀ سینمای ایران، پرداخته­اید امّا به نظر شما آیا جای خالی معرفی سایر عوامل سازندۀ فیلم­های بلند حوزۀ سینمای ایران مانند عکاسان، مدیران تولید، نوپردازان، چهره­پردازان و... در شناسنامه­های فیلم­های بلند حوزۀ سینمای ایران، این کتاب­ها را ناقص نمی نماید؟

جمال امید: نه! من فکر می­کنم که این کتاب­ها را ناقص جلوه نمی­دهد؛ زیرا، عوامل سازندۀ فیلم­های ایرانی در قبل از انقلاب، همان عواملی هستند که من اسامی آنها را در این کتاب­ها آورده­ام؛ البّته منظور من این نیست که عواملی چون عکاس، چهره پرداز و... در تولید یک فیلم نقشی ندارند، امّا در آن زمان به هنگام تولید یک فیلم، معمولاً یک نفر، آن هم به سبب صرفه جویی، کارهای مختلف مربوط به ساخت آن را انجام می­داد و بدین سبب بود که گروه­های فیلم­سازی از پنج، شش نفر تجاوز نمی­کرد از این نظر است که در این کتاب­ها، اسامی عوامل دیگر سازندۀ فیلم­های ایرانی در قبل از انقلاب، نیامده­اند و در بعد از انقلاب هم با توجّه به اینکه، مجلات و نوشتارهای متعدّد و خوبِ سینمایی به طور مبسوط به اطلاعات فیلم­های ایرانی می پردازند؛ من فکر می­کنم که دیگر نیازی نیست که همان اطلاعات در این کتاب­ها درج شود؛ از این رو به نظر من، همین اطلاعاتی که دربارۀ فیلم­های ایرانی در این کتاب­ها، وجود دارد، کافی است. 

علی حسن­زاده: عنوان کتاب چهار جلدی «فرهنگ فیلم­های سینمای ایران»؛ عنوان کلّی است که به تمام فیلم­های سینمایی تولید شده در حوزۀ حوزۀ سینمای ایران دلالت می­کند و یا به عبارت دیگر، این عنوان، تمام فیلم­های تولید شده در حوزه­های فیلم بلند، کوتاه و مستند در حوزۀ سینمای ایران را در برمی­گیرد امّا شما در این کتاب­­ها به معرفی فیلم­های کوتاه و مستند نپرداخته­اید؛ با این اوصاف می­خواهم بدانم که چرا شما، فیلم­های کوتاه و مستند تولید شده در حوزۀ سینمای ایران را در این کتاب­ها، معرفی نکرده­اید؟

جمال امید: سینمای حرفه­ای، یعنی سینمایی که فیلم­هایش در سالن­های سینماها به نمایش در می­آید و مخاطبان برای تماشای آن فیلم­ها در سالن­های سینماها، پول پرداخت می­کنند امّا حوزه­های فیلم کوتاه و مستند، مشمول چنین شرایطی نمی شوند؛ از این رو، من در این کتاب­ها به فیلم­های مربوط به  دو حوزۀ مذکور، نپرداخته­ام.    

علی حسن­زاده: شما برای تولید کتاب­ چهار جلدی «فرهنگ فیلم­های سینمای ایران» از چه منابعی، استفاده کرده­اید؟

جمال امید: با توجه به این امر که در بعد از انقلاب، هر فیلمی که تولید می­شود به جشنوارۀ فیلم فجر هم تحویل داده می­شود؛ امر مذکور سبب می­شود که من، بتوانم بهترین نسخۀ ممکن از فیلم­ها را در جشنوارۀ فیلم فجر ببینم و اطلاعات مربوط به آنها را در آنجا کسب کنم و اکنون هم که برنامۀ آن را می­نویسم، از دوستانم، خواهش می­کنم تا تمام اطلاعات مربوط به فیلم­ها را یعنی همان اطلاعاتی که فیلم­سازان در فرم­هایشان می­نویسند و تحویل جشنوارۀ فیلم فجر، می­­­دهند؛ یک نسخه از آن را به همراه سی­دی تصاویر آن به من بدهند و اگر هم چیزهایی باشد که من ندیده باشم؛ از طریق مراجعه به دوستانم، آنها را نیز فراهم می­کنم.

علی حسن­زاده: به نظر شما، نقطۀ تمایز کتاب­ چهار جلدی «فرهنگ فیلم­های سینمای ایران» با سایر کتاب­هایی که در این زمینه تولید و عرضه شده­­اند در چیست؟

جمال امید: هر فرهنگ فیلمی، نگاه، روش و طبیعت خودش را دارد و من نمی­خواهم، تمایزی میان این فرهنگ­های فیلم با سایر کتاب­هایی که دوستان دیگر در این زمینه، تولید کرده­اند، قائل بشوم امّا آن چیزی که بازتابی را برای یک فرهنگ فیلم ایجاد می­کند، مانند بازتابی که همین فرهنگ­های چهارجلدی فیلم­های سینمای ایران که تیراژ جلد اوّل و دوّم­اش به نودهزارتا رسیده است، در برداشته است، صداقتی (عددم تحریف واقعیّت­های سینما) است که باید در آن وجود داشته باشد و این صداقت می تواند به مثابه تفاوت و نه تمایز میان کتب تولید شده در این زمینه، تلقی شود.


نقل از : نگاه

اخبار مرتبط با این خبر



نظرات
تا کنون نظری برای این خبر ارسال نشده است
نظر شما
نام:  
پست الکترونیکی:  
نظر شما:  


سیمین بانوی شعر فارسیسیمین خلیلی معروف به سیمین بهبهانی فرزند عباس خلیلی (شاعر و نویسنده و مدیر روزنامه اقدام) است. حاج میرزا حسین حاج میرزاخلیل مشهور به میرزا حسین خلیلی تهرانی که از رهبران مشروطه بود، عموی پدر او و علامه ملاعلی رازی خلیلی تهرانی پدربزرگ اوست.
جمع در میان دیگران برگزاریsمراسم ها و جلسات فرهنگی به خصوص در حوزه شعر طی ماه های گذشته بسیار كم رمق بوده، شاید به همین دلیل پیدا كردن نخستین سوژه خبری برای بخش گزارش تصوری كه نزدیك به این تاریخ باشد سخت بود. گزارش تصویری این شماره مربوط به برگزاری مراسم فرهنگی است كه برگزاری آن طی ماه گذشته با حاشیه های فراوانی در مطبوعات روبرو شد.
نام:
ایمیل: