اشاره: جمال امید، نویسنده و منتقد حوزۀ سینما است. وی در سال هزار و سیصد و چهل و سه، فعالیّتهای مطبوعاتیاش در باب حوزۀ سینما را با همکاری با مجلۀ خوشه آغاز کرده و با مجلاتی چون: تهران مصور، فیلموهنر، فردوسی، ستارۀ سینما و... همکاری کرده و سردبیری مجلاتی چون: سینما 52 / سینما 58» و... را به عهده داشته و نیز نویسندۀ بخش ایران در سالانۀ «INTERNATIONAL FILM GUIDE » راهنمای بینالمللی فیلم (2008 ـ 1990) بوده است. وی فیلمنامههای فیلمهایی چون: ساوالان (با بهرام ریپور و حسن هدایت)، دو نفر و نصفی (با بهرام ریپور و یدالله صمدی)، ترن (با بهرام ریپور و حسن هدایت) و... را به رشتۀ تحریر درآورده است. وی در گروه سازندگان فیلمهایی چون: حکیم باشی، فانوس خیال، گراندسینما و... دستیار و مشاورکارگردان و تولید و... بوده است. از جمله فعالیّتهای تلویزیونی وی، میتوان به نگارش و کارگردانی برنامههایی چون: جُنگ سینما (1354 ـ 1351)، هفت روز هفته در شبکۀ دو (54 ـ 1353) و... اشاره کرد. وی عضو شورای برگزاری جشنوارۀ ملی «سپاس» (1350 ـ 1347)، برنامهریز و مدیر اجرایی جشنوارۀ بینالمللی فیلم فجر (1361 ـ 1383)، سرپرست فیلمخانۀ ملی ایران (1361 ـ 1358)، و... بوده است. وی تا با کنون، کتابهایی چون: فرهنگ فیلمهای سینمای ایران (در چهار جلد)، تاریخ سینمای ایران (در سه جلد)، فرهنگ سینمای ایران (بیوگرافی هنرمندان سینمای ایران)، سینماگران زن (آغاز تا امروز) و... را تولید و عرضه کرده است. وی جوایز سینمایی چون: جایزۀ ویژۀ «جشن سینمای ایران 1377 ـ خانۀ سینما» برای سالها فعالیّت مستمر در عرصههای تألیف، پژوهش و مدیریّتهای همایشهای سینمایی و ارتباطات بینالمللی و... را دریافت کرده است.
علی حسنزاده: آیا امکان دارد از چرایی و چگونگی تولید کتاب چهار جلدی «فرهنگ فیلمهای سینمای ایران» که توسط مؤسسۀ انتشارات نگاه به چاپ رسیده است، سخن بگویید؟
جمال امید: برای بازگویی حکایت تولید کتب فرهنگ فیلمهای سینمای ایران، باید به گذشته بازگردم؛ من در زمانی که تصمیم گرفتم به صورت حرفهای به تولید کتب مذکور بپردازم، پانزده سال از آغاز دورۀ دوّم فیلمسازی در سینمای ایران گذشته بود، امّا، فیلمهای زیادی تا آن زمان به نمایش درنیامده بود و من نیز با وجود اینکه، تمام فیلمهای آن دوران را تماشا میکردم، امّا، سینمای ایران، دغدغهام نبود، زیرا به دلیل گرایشی که به سینمای متفاوت و نه روشنفکرانه داشتم به پیگیری سینمای جهان میپرداختم، امّا، سخنان مرحوم فرخ غفاری دربارۀ سینمای ایران به من، باعث شد که من نیز به سینمای ایران گرایش پیدا کنم.
علی حسنزاده: غفاری در باب حوزۀ سینمای ایران به شما چه گفته بود؟
جمال امید: من به غفاری گفتم: «فیلمهای ایرانی دیدن ندارند» و او به من گفت: «این فیلمها، ممکن است اکنون از منظر شما، دیدن نداشته باشند، امّا این امر، مانند اعمالی است که هر فردی در طول زندگیاش انجام میدهد که بعداً آن اعمال تبدیل میشود به تاریخچۀ زندگی آن فرد و بدینسان، سینما نیز، تاریخچه میخواهد؛ بنابراین، این فیلمهای ایرانی که امروز از منظر شما ارزشی ندارند، روزی، معنا و بیانشان را پیدا خواهند کرد.» و این تلنگر غفاری، باعث شد که سینمای ایران نیز همچون سینمای جهان برای من، مورد اهمیّت قرار گیرد و در سال پنجاهوشش هم که قرار شد، غفاری طی یک قراردادی، تاریخ سینمای ایران را به رشتۀ تحریر درآورد، پیشنهاد داد که من هم در کنارش قرار بگیرم، زیرا، شوق انجام این کار را در من دیده بود و مرا تشویق میکرد که به این امر جامۀ عمل بپوشانم و این هم جزو افتخارات من بود که میتوانستم در کنار استادی قرار بگیرم که سالها، تجربۀ این کار را داشت.
علی حسنزاده: فعالیّتهای شما در این حوزه به چه صورتی بود؟
جمال امید: من به شکل کار آشنا نبودم، امّا در مجلۀ فیلموهنر، شروع به تولید تاریخ سینمای ایران کردم که البّته ابزار لازم هم برای جامۀ عمل پوشاندن به امر مذکور وجود نداشت، امّا من، رفته رفته آگاه شدم که از چه زوایایی میشود به امر مذکور ورود کرد که از آن جمله میتوانم اشاره کنم به ملاقاتم با مرحوم عبدالحسین سپنتا.
علی حسنزاده: آیا امکان دارد از دیدارتان با سپنتا بیشتر سخن بگویید؟
جمال امید: من به سراغ سپنتا که در اصفهان بود، رفتم و خودم را معرفی کردم و گفتم که: «میخواهم تاریخ سینمای ایران را بنویسم و آمدهام که با شما، مصاحبه کنم» و او به من گفت: «برو بابا!» و در را بست و من نیز به سراغ ساسان، پسر سپنتا که در دانشگاه بود، رفتم و گفتم مرا غفاری فرستاده است که به اینجا بیایم و او به من گفت: «بیا با هم بریم» و ما با هم رفتیم و بدینسان بود که من توانستم با سپنتا مصاحبه کنم و بعد از آن هم یک کارت تبریک برای سپنتا فرستادم که او هم پاسخ مرا داد و بعد به فاصلۀ ده یا بیست روز، او فوت کرد و مرگ او، مرا به یاد یکی از سخنان غفاری که دربارۀ افسوس خوردن از برای از دست دادن فرصت های زندگی بود، انداخت که مانند یک سیلی بر صورت من خورد و یادآور شد که من نیز نباید فرصتهای زندگیام را از دست بدهم.
علی حسنزاده: آیا کوششهای شما در این زمینه در آن زمان، بازتابی هم داشت؟
جمال امید: در آن زمان همه به شکل تحقیر کنندهای با سینمای ایران، برخورد میکردند، زیرا، دکتر هوشنگ کاووسی، لغت فیلم فارسی را دربارۀ فیلمهای ایرانی جا انداخته بود که البتّه به نظر من لغت بدی هم هست و فکر میکنم که منظور کاووسی از آن لغت این بود که چون در فیلمهای ایرانی به صرف اینکه به زبان فارسی، صحبت میکنند، ما فکر میکنیم که این فیلمها متعلّق به سینمای ایران است؛ امّا چون با تحقیر از این لغت استفاده میشد؛ من از آن هیچ خوشم نمیآمد؛ امّا با این اوصاف هم، من، کار را شروع کردم و اوّلین بار هم وقتی که اتحادیۀ صنایع فیلم ایران که برای تهیهکنندهها بود؛ این ایده را داد که مجموعهای از فیلمهای آن سالش را دربیاورد، من، برای به انجام رساندن آن، داوطلب شدم که به نظر من در آن زمان، حرکت شجاعانهای بود، زیرا، شرایط کار در آن زمان نسبت به زمان اکنون، سختتر بود که در نهایت، اتّفاق مذکور به وقوع پیوست و فرهنگ فیلمهای یک سالۀ سینمای ایران در یک کتاب منتشر شد که من نیز شروع به جمعآوری بازتاب آن کردم و وقتی که دیدم بازتاب خوبی داشت به کارم ادامه دادم.
علی حسنزاده: آیا فعالیتهای شما در این زمینه با سختی همراه بود؟
جمال امید: نمیتوانم بگویم، راحت بود و به راحتی توانستم، فیلمهایی را که در پشت سر من بود و ممکن بود آنها را ندیده باشم، ببینم، امّا با توجه به اینکه سالها قبل از اینکه سینمای ایران دوباره بتواند، شکل حرفهایاش را پیدا کند و فقط فیلم های سیوپنج میلیمتری تولید کند؛ به وسلیۀ فیلمهای شونزده میلیمتری به تولید فیلم میپرداخت که برخی از آن فیلمهای شونزده میلیمتری نیز، فیلمهای ریورسال بود که نگاتیو و پزتیو آن، یک نسخه بود و یا به عبارت دیگر؛ همان نسخهای که فیلمبرداری میشد و نیز به صورت ذهنی در دوربین مونتاژ و سپس شسته میشد، همان نسخۀ سینمایای میشد که به نمایش درمی آمد و این نوع فیلمها به دلیل اینکه انعطاف کم و شکنندهای، داشتند به مرور زمان در اثر به نمایش گذاشتنشان، تحلیل می رفتند به طوری که اگر فیلمی نود دقیقه بود، رفته رفته تبدیل میشد به فیلمی شصت دقیقهای؛ امّا در عین حال، این به من کمک کرد که از زاویهای دیگر نیز به این فیلمها، نگاه کنم و از یک زاویۀ دیگر کمک کرد که به اطلاعات حقیقیای که در پس پشت تیتراژ آنها وجود داشت؛ دست بیابم، زیرا، متأسفانه نیمی از اطلاعات تیتراژ آن فیلمها، واقعیّت نداشت و این به این دلیل بود که در آن زمان، مانند اکنون نبود که یک گروه کامل در پی ساختن یک فیلم باشند؛ بنابراین، در برخی از موارد، کارگردان، فیلم بردار، تهیهکننده، فیلمنامهنویس و تدوینکننده، جملگی یک نفر بودند؛ امّا، فیلمساز برای اینکه کلاس کاریاش در فضای سینمای ایران، پایین نیاید از اسامی قلابی در تیتراژ فیلماش استفاده میکرد و یکی دیگر از عللی که سبب تولید اتّفاق مذکور بود این بود که سینمای ایران در آن زمان در پی این بود که مالیات و عوارض پرداخت نکند؛ زیرا درآمد خوبی نداشت در نتیجه ردِّ پای خودش را پاک میکرد؛ برای مثال نام تهیهکننده را کسی میگذاشتند که هرگز وجود نداشت؛ با این اوصاف اگر ادارۀ مالیات به دنبال آن شخص میرفت، پیدایش نمیکرد. من تمام این مسائل را با دقت پیگیری کردهام و آن را در کتب فرهنگ فیلمهای سینمای ایران آوردهام؛ یعنی اگر شما اکنون به آن کتب، مراجعه کنید، می بینید که اسامیِ تهیهکنندگان برخی از آن فیلمها، همان اسامیای است که من نوشتهام و نه آن اسامیای که در تیتراژ برخی از آن فیلمها وجود دارد.
علی حسنزاده: شما در آن زمان در راستای تثبیت شدنِ فعالیتهایتان در این زمینه، چه کوششهایی کردهاید؟
جمال امید: از یک مقطعی برای جا انداختن این قضیّه، اتحادیّه را تست زدیم که فقط یک بار این کار را کرد؛ زیرا، نظرش این بود که دیگر کاربردی برایش ندارد و باری دیگر از طریق اداراۀ تحقیقات سینمایی، اقدام کردیم که آنها نیز پذیرفتند، چون میخواستند بیلان بدهند؛ بنابراین، میگفتند که هر سال این کتابها را دربیاورید که در سالهای بعد هم کسان دیگری به ادامۀ این کار پرداختند؛ امّا، مشکل این بود که کسانی که در بدنۀ سینمای ایران، غوطه میخوردند و این فیلمها را می دیدند، علاقهای به این مسائل نداشتند؛ زیرا، فرهنگ فیلم برایشان اهمیّت نداشت و بیشتر در پی این بودند که بدانند فلان آرتیست چهکار کرده و یا نکرده؛ امّا وقتی که من سردبیر مجلۀ سینما پنجاه و دو که برای جشنوارۀ فیلم تهران بود، بودم، توانستم دوستانم را متقاعد کنم که فرهنگ فیلمهای سینمای ایران را در وسط مجلۀ مذکور منتشر کنیم که در اواخر سال پنجاه و شش، اتّفاق مذکور به وقوع پیوست و قسمت اوّل آن منتشر شد که به سرعت نایاب شد و بعد در تیراژی حیرتانگیز به چاپ دوّم هم رسید و این نشان میداد که طیف جدیدی، میخواهند با این قضیه رو بهرو بشوند؛ مانند همان اشارهای که شما در پیش از مصاحبه به من کردید که دوست داشتید، بدانید چه اتفاقاتی رخ داده است امّا، متأسفانه من در آن زمان نتوانستم این کار را به اتمام برسانم، زیرا، انقلاب شد و در بعد از انقلاب هم، مجلۀ مذکور، یک شماره بیشتر منتشر نشد و پس از آن هم نشر ما، متوقّف شده بود به دلیل اینکه سینما، متوقّف شده بود؛ امّا، من در چنین شرایطی نیز، ضمن انجام کارهای فیلمخانۀ ملی ایران، رفتم به سوی اینکه آن کار اساسی را که قولش را به غفاری داده بودم به انجام برسانم؛ بنابراین، شروع کردم به کامل کردن اطلاعات، افزودن جزئیات و تحلیل فیلمهایی که دیده بودم که برای آوردن نمونهای از نوع کوششهایم، میتوانم اشاره کنم به رفت و آمدم به استدیو پارس فیلم که برای دکتر کوشان بود که علارغم رزومۀ فیلمسازیش که آن هم به هر حال قابل دفاع است؛ آدم روشنی بود. من روزها به استدیو پارس فیلم که در جادۀ کرج بود، میرفتم و کوشان هم به من اجازه میداد که در پشت مویلا بنشینم و فیلمها را تماشا کنم و از فیلمها، یادداشتبرداری کنم و بهزاد رحیمیان هم که با دوستانش، انتشارات فاریاب را راه انداخته بود، متوجّه شده بود که من در حال انجام این کار هستم، مرا تشویق میکرد که این کتاب را با طرح جلدی از آیدین آغداشلو در آنجا منتشر کنم که در نهایت این کتاب در سال هزار و سیصد و شصت و دو در هفت هزار نسخه منتشر شد و به سرعت به فروش رسید که پس از آن، نشر فاریاب پنج هزارتای دیگر از آن را نیز، منتشر کرد و با این اوصاف می شود گفت که اکنون، جلد اوّل و دوّم کتب فرهنگ فیلمهای سینمای ایران، پرفروشترین کتابهای سینمایی در ایراناند و اکنون نیز نود و دو سه هزار نسخه از این کتابها منتشر شده است. در هر صورت، جلد اوّل و دوّم کتب مذکور پس از چاپ، نایاب شد و در چاپهای بعدی که توسط انتشارات نگاه به انجام رسید، مشمول تغییراتی در عکسها و متنها شد و این بود حکایت تولید کتب فرهنگ فیلمهای سینمای ایران.
علی حسنزاده: شما در کتاب چهار جلدی «فرهنگ فیلمهای سینمای ایران» در باب ارائۀ شناسنامههای فیلمهای بلند حوزۀ سینمای ایران به جهت معرفی آنها به ارائۀ مشخصاتی چون نام و نامخانوادگیِ بازیگران، کارگردانان، تهیهکنندگان، فیلم نامهنویسان، فیلمبرداران، تدوینگران، آهنگسازان و خلاصۀ داستان فیلمنامههای فیلمهای بلند حوزۀ سینمای ایران، پرداختهاید امّا به نظر شما آیا جای خالی معرفی سایر عوامل سازندۀ فیلمهای بلند حوزۀ سینمای ایران مانند عکاسان، مدیران تولید، نوپردازان، چهرهپردازان و... در شناسنامههای فیلمهای بلند حوزۀ سینمای ایران، این کتابها را ناقص نمی نماید؟
جمال امید: نه! من فکر میکنم که این کتابها را ناقص جلوه نمیدهد؛ زیرا، عوامل سازندۀ فیلمهای ایرانی در قبل از انقلاب، همان عواملی هستند که من اسامی آنها را در این کتابها آوردهام؛ البّته منظور من این نیست که عواملی چون عکاس، چهره پرداز و... در تولید یک فیلم نقشی ندارند، امّا در آن زمان به هنگام تولید یک فیلم، معمولاً یک نفر، آن هم به سبب صرفه جویی، کارهای مختلف مربوط به ساخت آن را انجام میداد و بدین سبب بود که گروههای فیلمسازی از پنج، شش نفر تجاوز نمیکرد از این نظر است که در این کتابها، اسامی عوامل دیگر سازندۀ فیلمهای ایرانی در قبل از انقلاب، نیامدهاند و در بعد از انقلاب هم با توجّه به اینکه، مجلات و نوشتارهای متعدّد و خوبِ سینمایی به طور مبسوط به اطلاعات فیلمهای ایرانی می پردازند؛ من فکر میکنم که دیگر نیازی نیست که همان اطلاعات در این کتابها درج شود؛ از این رو به نظر من، همین اطلاعاتی که دربارۀ فیلمهای ایرانی در این کتابها، وجود دارد، کافی است.
علی حسنزاده: عنوان کتاب چهار جلدی «فرهنگ فیلمهای سینمای ایران»؛ عنوان کلّی است که به تمام فیلمهای سینمایی تولید شده در حوزۀ حوزۀ سینمای ایران دلالت میکند و یا به عبارت دیگر، این عنوان، تمام فیلمهای تولید شده در حوزههای فیلم بلند، کوتاه و مستند در حوزۀ سینمای ایران را در برمیگیرد امّا شما در این کتابها به معرفی فیلمهای کوتاه و مستند نپرداختهاید؛ با این اوصاف میخواهم بدانم که چرا شما، فیلمهای کوتاه و مستند تولید شده در حوزۀ سینمای ایران را در این کتابها، معرفی نکردهاید؟
جمال امید: سینمای حرفهای، یعنی سینمایی که فیلمهایش در سالنهای سینماها به نمایش در میآید و مخاطبان برای تماشای آن فیلمها در سالنهای سینماها، پول پرداخت میکنند امّا حوزههای فیلم کوتاه و مستند، مشمول چنین شرایطی نمی شوند؛ از این رو، من در این کتابها به فیلمهای مربوط به دو حوزۀ مذکور، نپرداختهام.
علی حسنزاده: شما برای تولید کتاب چهار جلدی «فرهنگ فیلمهای سینمای ایران» از چه منابعی، استفاده کردهاید؟
جمال امید: با توجه به این امر که در بعد از انقلاب، هر فیلمی که تولید میشود به جشنوارۀ فیلم فجر هم تحویل داده میشود؛ امر مذکور سبب میشود که من، بتوانم بهترین نسخۀ ممکن از فیلمها را در جشنوارۀ فیلم فجر ببینم و اطلاعات مربوط به آنها را در آنجا کسب کنم و اکنون هم که برنامۀ آن را مینویسم، از دوستانم، خواهش میکنم تا تمام اطلاعات مربوط به فیلمها را یعنی همان اطلاعاتی که فیلمسازان در فرمهایشان مینویسند و تحویل جشنوارۀ فیلم فجر، میدهند؛ یک نسخه از آن را به همراه سیدی تصاویر آن به من بدهند و اگر هم چیزهایی باشد که من ندیده باشم؛ از طریق مراجعه به دوستانم، آنها را نیز فراهم میکنم.
علی حسنزاده: به نظر شما، نقطۀ تمایز کتاب چهار جلدی «فرهنگ فیلمهای سینمای ایران» با سایر کتابهایی که در این زمینه تولید و عرضه شدهاند در چیست؟
جمال امید: هر فرهنگ فیلمی، نگاه، روش و طبیعت خودش را دارد و من نمیخواهم، تمایزی میان این فرهنگهای فیلم با سایر کتابهایی که دوستان دیگر در این زمینه، تولید کردهاند، قائل بشوم امّا آن چیزی که بازتابی را برای یک فرهنگ فیلم ایجاد میکند، مانند بازتابی که همین فرهنگهای چهارجلدی فیلمهای سینمای ایران که تیراژ جلد اوّل و دوّماش به نودهزارتا رسیده است، در برداشته است، صداقتی (عددم تحریف واقعیّتهای سینما) است که باید در آن وجود داشته باشد و این صداقت می تواند به مثابه تفاوت و نه تمایز میان کتب تولید شده در این زمینه، تلقی شود.
نقل از : نگاه